اللهم عجل لولیک الفرج
شــرف عــالــم امــكـان گل رضــوان مـهـدی مـنتظر شيعه لره سويـگـولی جانـان مـهـدی گوز آچان گوندن اولوب عالمه سلطان مـهدی خلقـتی مــعجـزه ی نــيمـه شــعبان مـهـدی ديمه مــــهدی، ديــگيلن نــور حق لـم يـزلی ديــمه مــــهدی، دينن عالمده گوزللر گـوزلی خــلق اولــوب خــالق يكتا كيمی يكتا مهدی يــارانــوبــدور مــلكـوت اهـــلينه مولا مـهـدی ســيـد مــــــرتـضــــــوی والـــی والا مــهـدی بســدی وصــفينده ديــللر گـــل زهرا مهدی صـاحب عــصر و زمــان مـنـجی عـالـم مهدی نـوه ی حـضـــرت پـيغـمـبـر خــاتــــم مــهـدی قــــادر الله نجه گـور صـاحب قــدرت يــارادوب يــوسف فــاطمه نـــی بيزلـره نعمت يـارادوب شــــكر اولا درگـــهينه بير بیله قامت يارادوب بـونا قامت ديمگ اولمــاز كی قيـامت يارادوب گول يوزون كيم گوره٬سويلر مه تابان نيميش بـــو اولان يــرده بابا يـــوسف كـنـعان نيميش قـلم انصاف ايله آخ يوسف هارا، مـهدی هارا دوزدی او يوسف كنعاندی سوزيم يوخدی بونا ولــی بــو يــوسف زهــــرادی او نـقـره بو طلا قــطره دی او٬ ولی دريادی بـو ای اهــــل ولا بو همـان شــخصيدی كـه خـالق يكتا بيـنوب اونــی تک سويــدی زليخا، بـونی دنيا بيـنوب بو علــی اوغلـيدی كه موهبت حيــــدری وار عــــصمت فــاطـمی و غـيرت پيغـمبـــری وار شيعه فــخر ايليرر عــالمده بيله رهــبری وار كُــل دنــياده كــيمين بيله گــوزل دلبـــری وار بو ظهـور ايلسه گر، گوللری گوزدن سالاجاق بــو ظــــهور ايدسه صفا٬ عالم امكان تاپاجاق عـــالمی مملوء نــور ايلياجـاق گـــلسه آقـام شيعه نـی غرق سرور ايلياجاق گلسه آقـام چــشم كافرلری كـور ايلياجاق گــلسه آقـام چوخ سليمانـلاری مور ايلياجاق گـلسه آقـام شيعه دشمنلرينی خـوار ايدجاق گلسه آقام چوخ طلب كاری بدهـكار ايدجاق گلسه آقـام مــدعی بيل بـونی آز قـالـدی گــلور دلـبريميز بيز وفــــا لشگـريوخ واردی گــوزل رهـبـريـميز گوله جاق بيرگونی يوللاردا قـالان گـوزلـريميز قورخ او گوندن كی ظهور ايليه سرلشكريميز بـو ابـر قــدرت دورانــدی گـلـوب قـان آلاجـاق گلسه شيطان صفت انسانلاری تخدن سالاجاق گوره سن بير گــون اولار بيزده دياخ يـار گـلـور مــــژده احبــابه ويــــرون سيّـد احــــرار گـلـور پــيشوازه چــيـخون عــالــملره ســردار گـلـور پــرچــم عـشق اســور شانلی عــلمدار گلـور ذولــفقــار الــده گــلنده بــو يـل خـوش مـنظر بعضی يــا مــهدی ديرر بعضی ديــرر يا حيــدر يــوسف فــاطمه اللهين عـــــزيز بنده سيدی آســمان شــرفــــين مــهر فــروزنــده سيدی ديمرم آی٬كی بونون آی اوزی شرمنده سيدی اللــهين يــرده بــو بــرحــق نـــماينـده سيدی واقــعيتدی بــــو سوز وارث احمـد گلـه جــاق قـــائـــــم مـنتـظـر آل مـحمد گــــله جـــــــاق قـالسا بير گونده اگر محشره مهدی گله جاق آند اولا يولدا قالان گــوزلره مــهدی گله جاق هــــر ايلين وار نيازی رهبره مـهدی گله جاق تــــاج سر بو علوی كشــوره مهدی گله جاق بير گونی معاویه نين اوغلی چاتوب كامه ولی گــله جــاق منتقــم خــون حـسين ابن علی گــلسه اولــده بــقيـعه گــيدجــاق قائــم حق قــبـر زهــرانــــی نمـــايان ايدجاق حاكـم حق عــلمینی عــالمه مـنشــور ايدجاق عالم حق اولاجــاق خلـق دو عالــم،او زمـــان خادم حق حيدرين اوغلی گلـوب عالمه طوفان سالاجاق آنـاسی فــــاطـمـه نين قـــانـينی اول آلاجـاق آقــامــــون قربـــان اولــوم مـرتضــوی همـتينه قـامــتی بنــذر ابــــالفضل آقــــانين قــامـتينه جــــان عــــالـم اولا قـــربان علـــوی غيرتينه كيم خانم فاطمه نين سيلی ويروب صـورتينه گــردنین دن ياپوشوب حالينی برهم ويراجاق لــعنت اللـه عمــره سيلــی مـحكم ويراجاق محسنين قــانين آلوب حقی نمــايان ايدجاق حقی ناحق ايدن اشخاصی هراسان ايدجاق كــاخ ظلم و ستمی خاكيله يـكسان ايدجاق قان توكن شخصی لری قانينه غلطان ايدجاق كيم توكوب فاطمه قانين،بيلگين سينديراجاق قاپوسين ياندوروب هركيم، اورگين يانديراجاق دلــده يــا فـــاطــــمـه اول مــنتــقـم آل عــــبا شــاخاجاق پـيـكر اهــــريـمنه چـون بـرق بـلا آلاجــاق اون بير امــامين قــانين اول شاه ولا كـــــــربــلايـه گـیدجاق قلبيــده صد آه و نــوا رهــــبر حق قـــوراجاق مجلس شورا عـلنی سالاجـــــاق چنگـينه اولـده آقـا حـرمـله نی گـونـدوزون تـار ايـدجاق حـرمــله ی ناخلفين بوغازيندان ويراجاق اوچ پر اوخ اول بی شرفين مــرحله مــرحله اجــرا ايـدجــاقــدور هـدفين ساخليوبدور او زمان كيمسه يـزيـدين طرفين صــاحب عصر و زمـانين باخون انديشه سينه جمع ايدوب بير طرفه اود ويراجاق ريشه سينه آلاجــــاق بيـر به بير آزاده شــهيـدلــر قــانين اشــبه خــتم پـيـعمبر علــی اكــــبر قــــانين قاسم ابـــن حسنين، سود امر اصغر قــانين ساقــــی تشنه لب، عــــــباس دلاور قــانين عشق عباسیله باش سينديراجاق،قول كسه جاق او فـرومايه لرين نسلينی بير يول كسه جاق تــاپــاجاق شــمر لعينی، آلاجـــاق خنجـر الـه تــــا آلا شمرين او نـاپـاک آنـاسی مـعـجـر الـه او قدر ساخلياجاق تشنه،سـوسوزلیقدان ئـوله چيخاجاق سينه سی اوسته نفسی تنگه گله داخی قـورمـاز اونی بيردم نفس آسـوده چكه بير چوخور يـرده كسر باشينی يـولـــلار دركـه يتيـشر نــوبـه عــــمر سعد، او امــــــير ظلمه هـی بهـــانـه گـــتـورر ايــديگی ظلم و ستمه اولـــــميايديم ديرر ای كـــاش يــزيـده خـدمـه ديمدی كيمسه، يــزيد حكـــمينی اجرا ايلمه يـوخسا ئـولدور مزيديم فـاطمه دردانه سينی عــالــمين قتله يـتيرديم شـه فـــرزانه سينی اعــتنـــا ايــلـــمز اول مــكـريــلره پــور تــــراب چوخ ايتيرمه اوزيوی٬ سويليرر ای خانه خراب ايــلدون ظلم وستم دنيـادا بی حد و حساب سنه شايسته دی بی حد و حساب اولسا عذاب گناهون چوخ چـوخوموش ماه محرمده سنون يــرون آمــاده دی الــســاعه جهــنمده سنون دركـه واصل اولانــدان صــورا اول شـوم و پليد اصلـــی قاتـــلری ايـستر نــوه ی شاه شهيد چـــوخ حقيــرانـه گلر ابـن زيــــاديـلـه٬ يــــزيـد يارالی باشه اولار بس كی ايدوب ظلم شديد كسه جاق باشلارينی طشت زر ايچره قوياجاق دم بـه دم لـبلـــريـنـه ضــربة مـــحكم ويراجاق ويــــراجـاق بــاشـلاريـنی نیزیه تا هـامّی بيله ظــلميله باش كسنين باشی گرگدور كسيله رأس خـولينی قـويـار داغلی تنور ايــچره كـوله ای«فتـا»سنده اوز اعــــماليـــوه بير دقت ايله اولــــما بير لــحـظه مــكــافـات عــملدن غافل كــه مبـــادا اولاســان پيـک اجـلــــدن غــــافل خانــه ی قــــلبيــوی آمــــــاده ايله مـــهمـانـه دردمـــند اولســــون اگر فـكر ايله بير درمــانـه شمعه خــــاطر نــــجه عـــشقيله يانار پـروانه ســنده بير عــــشقيله لــــبيک دينن جــانـانه غــــم يــمه بيـرگــونی عـشق مـولا گله جاق دوز چاغـيرساخ آدينی مـهدی زهـرا گله جاق حضـرت زهـرا(س) در آن سخنزانـى معروفـش در مسجـد فـرمـود: خـداونـد ایمـان را بـراى تطهیـر شمـا از شـرک قـرار داد، و نماز را براى پاک شدن شما از تکبر، و زکـات را بـراى پـاک کـردن جـان و افزونـى رزقتان، و روزه را براى تثبیت اخلاص، و حج را براى قوت بخشیدن دین ، و عدل را براى پیراستن دلها، و اطاعت ما را براى نظم یافتن ملت، و امـامت مـا را بـراى در امـان مـانـدن از تفرقه، و جهاد را براى عزت اسلام، و صبر را براى کمک در استحقاق مزد، و امـر به معروف را بـراى مصلحت و منـافع همگـانـى ، و نیکـى کـردن به پـدر و مـادر را سپـر نگهدارى از خشـم ، و صله ارحام را وسیله ازدیاد نفرات، و قصاص را وسیله حفظ خون ها، و وفـاى به نذر را بـراى در معرض مغفـرت قـرار گـرفتـن ، و به انـدازه دادن تـرازو و پیمـانه را بـراى تغییـر خـوى کـم فـروشـى، و نهى از شـرابخـوارى را بـراى پـاکیزگـى از پلیـدى ، و دورى از تهمت را بـراى محفـوظ مـاندن از لعنت، و تـرک سـرقت را بـراى الزام به پـاکـدامنى ، و شـرک را حـرام کـرد بـراى اخلاص به پـروردگـارى او ، بنابـرایـن ، از خـدا آن گـونه که شایسته است بتـرسید و نمیرید، مگر آن که مسلمان باشید، و خـدارا در آنچه به آن امر کرده و آنچه از آن بازتان داشته است اطاعت کنید، زیرا که “از بندگانـش ، فقط آگاهان، از خـدا مـى ترسند.”( سـوره فاطر آیه۲۸ ) (احتجاج طبرسى ، ص ۹۹، چاپ سعید.)
آخرين غنچه حضرت زهرا و مقتل او
ولادت غمانگيز محسن عليهالسلام همانا روز شهادتش نيز بود، و كيفيت شهادتش قبلاً پيشگويى شده بود.
ما را گداي حضرت زهرا نوشته اند اصلا براي حضرت زهرا نوشته اند ميلي به پادشاهي عالم نمي کنيم وقتي گداي حضرت زهرا نوشته اند تقدير و سرنوشت تمامي شيعه را با بچه هاي حضرت زهرا نوشته اند روز الست با قلم شاه اوليا ما را فداي حضرت زهرا نوشته اند حتما زمان مردن ما را بدون شک در روضه هاي حضرت زهرا نوشته اند حتي مکان مردن ما هم مشخص است در زير پاي حضرت زهرا نوشته اند شکر خدا که رزق جنون دل مرا زير لواي حضرت زهرا نوشته اند ايام فاطميه خدا هم کماني است اين را خداي حضرت زهرا نوشته اند شکر خدا که بعد محرم دوباره باز ماه عزاي حضرت زهرا نوشته اند ذات خداي لم يلد بي شريک را در ابتداي حضرت زهرا نوشته اند
داشتم وب گردی می کردم که این مطلب بسیار جالب متناسب با این روزا توجهم را جلب کرد این مطلب نوشته یه فرزند شهیده . منو متحول کرد التماس دعا از خوانندگان خاطره ای از خادمین شهدا در گروه تفحص: سال 72 در محور فکه اقامت چند ماهه ای داشتیم ارتفاعات 112 مأوای نیروهای یگان ما بود بچه ها تمام روز مشغول زیر و رو کردن خاکهای منطقه بودند شبها که به مقرمان بر می گشتیم، از فرط خستگی و ناراحتی، با هم حرف نمی زدیم مدتی بود که پیکر هیچ شهیدی را پیدا نکرده بودیم روزی یکی از دوستان ،برای عقده گشایی نوار مرثیه حضرت زهرا(س)را توی خط گذاشت، و ناخودآگاه اشک ها سرازیر شد آن روز ابر سیاهی آسمان منطقه را پوشانده بود و اصلاً فکه آن روز خیلی غمناک بود قطرات اشک در چشم بچه ها جمع شده بود هر کس زیر لب زمزمه ای با حضرت زهرا (سلام الله علیها) داشت در همین حین، درست روبروی پاسگاه بیست وهفت، یک " بند انگشت " نظرم را جلب کرد با سرنیزه مشغول کندن زمین شدم و سپس با بیل وقتی خاک ها را کنار زدم یک تکه پیراهن از زیر خاک نمایان شد مطمئن شدم که باید شهیدی در اینجا مدفون باشد خاکها را بیشتر کنار زدم، پیکر شهید کاملاً نمایان شد خاک ها که کاملاً برداشته شد متوجه شدم شهید دیگری نیز در کنار او افتاده به طوری که صورت هر دویشان به طرف همدیگر بود بچه ها آمدند و طبق معمول، با احتیاط خاک ها را برای پیدا کردن پلاک ها جستجو کردند با پیدا شدن پلاک های آن دو ذوق و شوقمان دو چندان شد در همین حال بچه ها متوجه قمقمه هایی شدند که در کنار دو پیکر قرار داشت هنوز داخل یکی از قمقمه ها مقداری آب وجود داشت همه ی بچه ها محض تبرک از آب قمقمه شهید سر کشیدند و با فرستادن صلوات پیکرهای مطهر را از زمین بلند کردند وقتی پیکر شهدا از خاک بیرون آمد چشمهایمان خیره شد به نوشته ی پشت لباس آن دو شهید !! در کمال تعجب مشاهده کردیم که پشت پیراهن هر دو شهید نوشته شده بود: " می روم تا انتقام سیلی زهرا بگیرم "
اسماعيل شفيعي سروستاني دوشنبه شب در همايش آخرالزمان که در دانشگاه
بينالمللي امام خميني (ره) برگزار شد، اظهار داشت: در شرايطي که امروز
همه مردم جهان به سر ميبرند، هيچ سوالي جديتر از اين نيست که آيا
آخرالزماني که همه ملل در هر گروه و مذهبي از آن مي گويند مصداقش امروز
است. وي اضافه کرد: پيامبر فرمودهاند که
نشانههايي در آخرالزمان وجود دارد که مانند دانههاي تسبيح يکي يکي
ميافتد و به آخرين دانه يعني ظهور ميانجامد و هرچه زمان ظهور نزديک باشد
بر تعداد حوادث افزوده ميشود. ::بسم الله الرحمن الرحیم:: این
چنین آمده که شیطان رجیم گفته : هرگاه بنی آدم ۳ خصلت را دنبال کنند برای
من کافی است -اگر چه اعمال دیگر را انجام ندهند – و بیشتر از آن خصلت ها
از آنها نمی خواهم و آن خصلت ها عبارتند از : اول این که : خود را
در میان خلق خدا بزرگ شمارند و غرور و تکبر را به خود راه بدهند, مردم را
حقیر و کوچک حساب کنند, اعمال خود را خوب و با ارزش و اعمال مردم را بد و
ناپسند بدانند, چنین افرادی از یاران و هوا داران من هستند و من شیطان از
آنها راضی ام. دوم این که : اعمال
زشت و ناپسند انجام داده و آنها را کوچک و بی ارزش جلوه دهند و در عبادات
سهل انگار باشند, باکی از انجام دادن گناه نداشته باشند, گناه خود فراموش
نمایند و در صدد توبه نباشند ; این ها از یاران و مریدان و ارادتمندان من
می باشند و من از آنها راضی ام. سوم این که : کاری که انجام میدهند از روی خودپسندی, ریا و بدبینی باشد, مردم را با زبان خود آزار دهند که این, بزرگترین گناهان است. در مورد مطلب سوم, حدیثی از امام صادق(علیه السلام) است که ایشان می فرماید: “”ای مردم! محافظت از زبان شرط ایمان است و دشمن ترین مردم نزد خدا کسانی هستند که مردم از زبان آن ها بترسند”". ببخشید ! شما محبوب مرا ندیده اید؟« اینجا کسی برای تو جا وا نمی کند این خاک احترام به دریا نمی کند شهر پر از هوس نفسم را گرفته است اینجا کسی هوس مسیحا نمی کند دنیا مرا برای خودش خواست ای رفیق شیطان که فکر آدم وهوا نمی کند نامت برای دفع بلا روی طاقچه است ور نه کسی نگاه به آقا نمی کند خون می خوریم وشکر خداوند
می کنیم با ما فراق بهتر از این تا نمی
کند صدای گا م های بهار را می شنوی؟ پاورچین پاورچین بهار درراه است، هرلحظه احتمال دارد در بزند و وارد خانه هایمان شود، كجایی؟ صدایم را می شنوی؟ قبل از اینكه بهار بیاید و لباس نو به تن كنی،سری به دلت بزن، ببین دل كسی را شكسته ای؟ بی تو اینجا همه در حبس ابد، تبعیدند سالها، هجری و شمسی همه بی خورشیدند سیرتقویم جلالی به جمال توخوش است فصلها راهمه با فاصله ات سنجیدند توبیایی همه ساعتها، ثانیه ها از همین روز همین لحظه همین دم عیدند اللهم عجل لولیک الفرج . . عید ی سال 1391 به امام زمان ✿❀✿❀✿❀✿❀✿❀✿❀ ترک میلیونها گناه جهت ظهور آقا من آقا را دوست دارم چون وقتی بیاید... اسد معمار،بساز بفروش شهرمان وجدانش درد میگیرد! و خانه ها را خوب می سازد تا امسال اولین سالگرد خانواده حبیبی نباشد! من آقا را دوست دارم چون وقتی بیاید... رجب نانوایی سرکوچه نان را درست می پزد و درشت... تا کریم پور مسئول اداره ... مجبور نباشد نان را به نرخ روز بخورد! من آقا را دوست دارم چون وقتی بیاید... صمد جلوبندی ساز گاراژ صداقت بعد از تعمیر پیکان ۵۹ مش قاسم مهره سگدستش را شل نمی کند تا ۲ روز بعد بابت سفت کردنش ۴۰۰۰ تومان بگیرد! من آقا را دوست دارم چون وقتی بیاید... گروهبان یکم شریفی مجبور نیست هر روز مایحتاج منزل سرهنگ جباری را بخرد! من آقا را دوست دارم چون وقتی بیاید... دکتر طاهری زاده رییس بیمارستان قلب... سمانه ۱۰ ساله را عمل می کند حتی اگر پدرش سید کاظم کارگر آجر پزی ورامین باشد! من آقا را دوست دارم چون وقتی بیاید... مهندس هراتی رییس شرکت چینی سازی اصغر کارگر انبار رابه خاطر تعدیل با تهمت دزدی از کار بیکار نمی کند! من آقا را دوست دارم چون وقتی بیاید... صفدر شغال! گنده لات منطقه فلاح مغازه پارچه فروشی حیدر آقا را آتش نمی زند و انگشت قطع شده! احمد لبو فروش میدان ابوذر را به او برمی گرداند! من آقا را دوست دارم چون وقتی بیاید... ویرانه های قوه محترم!قضاییه را آباد می کند تا رضا طلبه سیرجانی به جرم مخالفت با زمین خواری! محاکمه، حبس و تبعید نشود! من آقا را دوست دارم چون وقتی بیاید... جاسم لنجش را نمی فروشد تا مجبور شود سیگار Marlboro ساخت شرکت آر جی رینالدز را قاچاق کند! من آقا را دوست دارم چون وقتی بیاید... آقای بیطرف نماینده حزب باد! یادش نمی رود نماینده شهری است که ۴ سال تمام مردم بی نوایش
چشم به انتظارش بوده اند! من آقا را دوست دارم چون وقتی بیاید... حاج آقا فلانی!موقع سخنرانی تمام حواسش را جمع می کند تا حرفی را بزند که به آن عمل می کند! من آقا را دوست دارم چون وقتی بیاید... راه را نشانمان می دهد تا گاهی به چپ نرویم! وگاهی به راست و گاهی هم به هیچ کدام! من که دارم ادعای شیعه گی، براي دانلود بر روي لينك زير كليك نماييد: پیغمبر (ص) فرمودند: شب معراج كه داشتند من را مىبردند، جمعیتى را دیدم كه با ناخنهاى خودشان صورتهاى خود را می كندند. گنجى از بهشت -رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: بسیار «لا حول و لا قوة الا بالله» بگویید كه آن از گنجهاى بهشت است.(۲) رفع درد و اندوه -از پیغمبر اكرم(صلی الله علیه و آله) روایت شده است كه فرمودند: ذكر "لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم" گنجى از گنجهاى بهشت است و آن باعث شفا یافتن از نود و نه درد است كه آسانترین آنها اندوه است.(۴) داروى نود و نه بیمارى -از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روایت شده است كه فرمودند: گفتن ذكر «لا حول ولا قوة الا بالله العلى العظیم»
دارویى است كه نود و نه بیمارى را بهبود مىبخشد كه آسانترین آنها اندوه
است و معناى این كلمه چنین است هیچ حركت و نیرویى جز به سبب و خواست خدا
پدید نیامد.(۵) رفع شدن بلایا -ازامام صادق(علیهالسلام) روایت شده كه فرمود: هر گاه نماز صبح و مغرب را خواندى، هفت بار بگو: "بسم الله الرحمن الرحیم، لا حول ولا قوة الا بالله العلى العظیم" زیرا هر كس آن را بگوید، به او جنون و جذام و برص، و هفتاد نوع از انواع بلایا نرسد.(۶) توصیه پیامبر به على(علیهالسلام) بكیر مىگوید: از
امیرالمومنین(علیهالسلام) شنیدم كه مىفرمود: رسول خدا(صلی الله علیه و
آله) به من فرمود: اى على! آیا به تو كلماتى بیاموزم؟ هر گاه كه در سختى و
بلایى در افتى، بگو بسم الله الرحمن الرحیم، لا حول ولا قوة الا بالله العلى العظیم؛ زیرا خداوند عزوجل به وسیله آن انواع بلا را از تو دور میكند.(۷) امام رضا(علیهالسلام) فرمود: هر كس پس از نماز صبح صد بار بگوید: «بسم الله الرحمن الرحیم، لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم»؛ به اسم اعظم خدا از سیاهى چشم به سفیدى آن نزدیكتر شده و به راستى كه در مدار اسم اعظم قرار گرفته است. درمان بیمارى و ندارى-اسماعیل بن عبدالخالق گوید: مردى از اصحاب پیامبر(صلی الله علیه و آله) مدتی بود كه به خدمت ایشان نرسیده بود. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به او فرمود: چه چیزى باعث شد كه دیر نزد ما بیایی؟ عرض كرد: بیمارى و ندارى . پیامبر فرمود: آیا به تو دعایى یاد بدهم كه خدا به وسیله آن بیمارى و ندارى را از تو رفع كند؟ عرض كرد: بله یا رسول الله . پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: بگو
«لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم، توكلت على الحى الذى لا یموت و
الحمدلله الذى لم یتخذ(صاحبة و لا) ولدا و لم یكن له شریك فى الملك و لم
یكن له ولى من الذل و كبره تكبیرا.» آن فرد ذكر را گفت و زمانی نگذشت كه نزد
پیغمبر(صلی الله علیه و آله) بازگشت و عرض كرد: یا رسول الله خداوند
بیمارى و ندارى را از من رفع نمود.(۸) صد بار بعد از نماز صبح -امام رضا(علیهالسلام) فرمود: هر كس پس از نماز صبح صد بار بگوید: «بسم الله الرحمن الرحیم، لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم»؛ به اسم اعظم خدا از سیاهى چشم به سفیدى آن نزدیكتر شده و به راستى كه در مدار اسم اعظم قرار گرفته است.(۹) سفارش حضرت على(علیهالسلام) به كمیل امام على(علیهالسلام) خطاب به كمیل بن زیاد مىفرماید: اى كمیل! هر روز نام خدا را بر زبان جارى كن و بگو: «لا حول و لا قوة الا بالله»؛ بر خدا توكل كن، ما را یاد كن، نام ما ببر و بر ما درود فرست. اى كمیل! به هنگام غذا نام خدایى را كه با اسمش هیچ دردى زیان نرساند و نامش براى هر بدى و دردى درمان است به زبان آور. اى كمیل! به هنگام هر سختى بگو: «لا حول و لا قوة الا بالله» تا خدا آن را كفایت كند. و به هنگام نعمت بگو: الحمدلله تا زیاد شود و چون روزىات دیر رسد، استغفار كن تا خدا گشایش دهد.(۱۰) ذكر هنگام بیرون آمدن از خانه -پیامبر گرامى اسلام (صلی الله علیه و آله) در روایتى درباره آداب و اذكار بیرون آمدن از خانه چنین فرمودند:
كسى كه هنگام خروج از منزل بگوید بسم الله الرحمن الرحیم دو فرشته
مىگویند: هدایت شدى . و اگر بگوید لا حول و لا قوة الا بالله مى گویند:
حفظ شدى . و اگر بگوید توكلت على الله مى گویند: بىنیاز شدى. در این هنگام شیطان مى گوید: چگونه مى توانم در بنده اى كه هدایت شده ، حفظ گردیده و بى نیاز شده است ، نفوذ كنم .(۱۱) توسل به امام جواد(علیهالسلام) - براى شفا یافتن هر مریضى دو ركعت نماز حاجت و توسل به حضرت جواد الائمه(علیهالسلام) خوانده شود و بعد 146 مرتبه بگوید: «ما شاء الله لا حول و لا قوة الا بالله.»
اگر در ساعتى كه منسوب به آن حضرت است باشد، بسیار مفید و ساعت آن را هم
از نماز عصر تا دو ساعت بعد از آن تشخیص دادهاند كه مورد استجابت است.(۱۲) دورى شیطان -از حضرت رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) نقل شده كه فرمود: شیطان بر دو قسم است: شیطان جنى، كه با گفتن «لاحول و لا قوة الا بالله العلى العظیم» از شما دور مىشود. و شیطان انسى،كه با فرستادن صلوات بر محمد و آلش«اللهم صل على محمد و آل محمد»از شما دور مىشود.(۱۳) ذكرهاى موثر در دنیا و آخرت امام باقر(علیهالسلام) فرمودند: شخصى به نام
شبیه هذلى، حضور پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) آمده و عرض كرد: اى
پیامبر خدا! پیرمردى هستم كه سنم بالا است و كارهایى مانند نماز، روزه، حج
و جهاد را كه قبلا انجام میدادم، اكنون نمىتوانم انجام دهم. اى رسول
خدا! سخنى به من بیاموز كه ثواب خداوند را نصیبم سازد و بر من آسان گیر اى
رسول خدا! حضرت فرمودند: سخنت را تكرار كن و او تكرار
كرد. و به همین ترتیب تا سه بار سخن خود را تكرار كرد. آنگاه پیامبر(صلی
الله علیه و آله) به او فرمودند: اطراف تو هیچ درخت و گلى نبود، مگر این
كه دلشان به حالت سوخت و برایت گریه كردند. پس از نماز صبح ده بار بگو «سبحان الله العظیم و بحمده و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم»؛ (خداى بزرگ را منزه میدانم و به ثناى او مشغولم و هیچ توان و نیرویى جز با یارى خداى بزرگ بلند مرتبه بزرگ نیست) كه همانا خداوند بزرگ با این ذكر تو را از كورى، دیوانگى، جذام، فقر و زیر آوار ماندن محفوظ مىدارد. عرض كرد: اى رسول خدا،این ذكر براى دنیا بود، براى آخرت چه؟ پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمودند: اللهم اهدنى من عندك، وافض على من فضلك وانشر على من رحمتك و انزل على من بركاتك؛ (خداوندا! مرا از جانب خود راهنمایى نما و از فضل خویش بهرهمند ساز، از رحمت خود بر من فرو ریز و از بركات خود بر من نازل فرما.) حضرت صادق(علیهالسلام) فرمودند: این دستورات
را گویى او با دستانش گرفت و رفت. آنگاه پیامبر (صلی الله علیه و آله)
فرمودند: بدانید كه همانا اگر او در روز قیامت بیاید و این اذكار را عمدا
ترك نكرده باشد، خداوند هشت در بهشت را به روى او باز مىكند كه از هر درى
كه خواست وارد شود.(۱۴) برطرف شدن حاجات -امام صادق(علیهالسلام) فرمودند: كسى دعا مىكند و در پایان مىگوید «ماشاء الله، لاحول و لا قوة الا بالله» حاجتش برآورده شود.(۱۵) پینوشتها: ۱- مستدرك الوسائل ، ج 1، ص 396.-۲- كنز العمال ، ج 1،
ص 544./۳- ثواب الاعمال ، ص 349./۴- مستدرك الوسایل ، ج 1، ص 395./۵-
مستدرك الوسائل ، ج 1، ص 396./۶- اصول كافى ، ج 6، ص 195./۷- اصول كافى ،
ج 6، ص 311./۸- اصول كافى ، ج 6، ص 249./۹- سفینة البحار، ج 1، ص 661./۱۰-
تحف العقول ، ص 182./1۱- ثواب الاعمال ، ص 349/۱۲- داروخانه معنوى ، ص 48
/۱۳- امید درماندگان ، ج 2، ص 223و 234./۱۴- ثواب الاعمال ، ص 341 و
342./۱۵- ثواب الاعمال ، ص 23 الثانی و فرحت الزهرا روز به درک رفتن عمر بن صهاک ملعون مبارک باد. این عبد فرخنده که مصادف است با پنجشنبه روز ۹ ربیع الاول و ۱۳
بهمن ۱۳۹۰ و روزی است که مولانا حضرت ابولوءلوء صلوات الله علیه با خنجری
دو تیغ مقعد عمر لعنت الله علیه را پاره کرد را به تمام شیعیان جهان و
مولایم حضرت بقیت الله تبریک میگویم. به این مناسبت فرخنده من روایتی را از کتاب انساب النواصب مرحوم خلد
آشتیان رحمت الله علیه برای شما نقل میکنم باشد که شیعیان حیدر کرار صلوات
الله علیه عظمت این روز بزرگ را فهمیده و در راستای بر پایی جشن و سرو
کوشش کنند. امیر المومنین علیه السلام به حذیفه فرمود: حذیفه خدا دعای فاطمه سلام الله علیها را در حق آن منافق اجابت کرد با
دستان ابولوءلوء علیه السلام و آیا یاد داری که پیامبر صلی الله علیه و
آله در مورد این روز فرمود:که خدا به فرمود: من این روز را برای تو و اهل
بیت تو عید گردانیدم و هرکه از شیعیان تو و محبین تو باشد این روز را عید
میگیرد و دوست دارم کسی که در این روز مرا عبادت کند؟ حذیفه گفت: آری یا امیرالمومنین مولا فرمود: این روز فرخنده ای است که هفتاد و دو نام دارد که برایت میشمارم: ۱.روز استراحت ۲.روز زایل شدن غم ۳.روز غدیر دوم ۴.روز تخفیف گناهان شیعه ۵.روز بخشش ۶.روز برداشتن قلم از شیعیان ۷.روز درهم شکستن بنای کفر و دشمنی ۸.روز عافیت ۹.روز برکت ۱۰.روز طلب خون های مومن ۱۱.روز عید بزرگ خدا ۱۲.روز استجابت دعا ها ۱۳.روز موقف اعظم ۱۴.روز دوری جستن از دشمنان ۱۵.روز وفای به عهد ۱۶.روز در آوردن لباس سیاه ۱۷.روز پشیمانی ظالم ۱۸.روز شکسته شدن شوکت مخالفان ۱۹.روز خوشنودی ۲۰.روز فتح و پیروزی ۲۱.روز عرض اعمال کافران ۲۲.روز ظهور قدرت خدا ۲۳.روز پوشانیدن عیوب ۲۴.روز عفو گناهان شیعه ۲۵.روز شادی شیعیان ۲.روز سیراب کردن ۲۷.روز توبه و انابه ۲۸.روز زکات بزرگ ۲۹.روز فطر دوم ۳۰.روز قتال با کافران در راه خدا ۳۱.روز اندوه بغی کنندگان ۳۲.روز گره خوردن آب در گلوی مخالفان ۳۳.روز شادی مومنان ۳۴.روز عید اهل بیت ۳۵.روز پیروزی بنی اسراییل بر فرعون ۳۶.روز قبولی اعمال شیعه ۳۷.روز پیش فرستادن صلوات ۳۸.روز ازدیاد ثواب ۳۹.روز قتل منافق ۴۰.روز وقت معلوم ۴۱.روز سرور اهل بیت ۴۲.روز مشهود ۴۳.روزی که ظالم انگشت حسرت به دهان میگزد ۴۴.روز قهر دشمن ۴۵.روز خراب شدن بنیان گمراهی ۴۶.روز بیداری و تنبیه ۴۷.روز خنک شدن دلهای مومن ۴۸.روز شرف و بزرگی ۴۹.روز شهادت بر علیه ظالم ۵۰.روز تازگی بوستان اهل ایمان ۵۱.روز خوشی دل های مومن ۵۲.روز شیرینی کام مومن ۵۳.روز برطرف شدن پادشاهی منافق ۵۴.روز توفیق اهل ایمان ۵۵.روز کمک کردن به هم ۵۶.روز به خود بالیدن ۵۷.روز گرامی داشتن ۵۸.روز نحله و عطا ۵۹.روز ضعیف شدن کفر ۶۰.روز فاش کردن راز ۶۱.روز شکر حق تعالی ۶۲.روز یاری مظلومان ۶۳.روز زیارت مومن ۶۴.روز دوستی با مومن ۶۵.روز رسیدن به رحمت های الهی ۶۶. روز پاکیزه کردن اعمال ۶۷.روز برطرف شدن بدعت ها ۶۸. روز ترک گناهان کبیره ۶۹.روز ندا کردن به حق ۷۰.روز موعظه و نصیحت ۷۱.روز عبادت ۷۲.روز رهبری پیشوای دین حضرت مولانا ابولوءلوء صلوات الله علیه در این روز پس از به درک واصل
کردن عمر ولد الزنا لعنت الله علیه با اعجاز مولا علی علیه السلام به شهر
مقدس دارالمومنین کاشان رفت و در آنجا زن گرفت و کاشانیان اکثرا از نسل
پاک این شیعه ی جلیل القدر هستند که موجب فخر و مباهات کاشانی هاست . مقبره متبرکه این فقیه عالم مولانا در این شهر است که متاسفانه به دلایل سیاسی مسدود شده است. من از شما میخواهم سه صلوات در پایان برای سه منظور ختم کنید: ۱.سلامتی و تعجیل در فرج حضرت ولی امر مسلمین جهان صاحب الزمان سلام الله علیه و علی شیعته ۲. ناز شصت مجاهد اکبر و اسوه تبری مولانا ابولوءلوء سلام الله علیه و علی محبینه ۳.گشایش در مرقد متبرکه مولانا ابولوءلوء در شهر مقدس کاشان ان شا الله تعالی یا علی مدد مرحوم ثقة الاسلام نورى در بيان اسماء شريفه امام عصر (عليه السلام)، با استناد به آيات و روايات و كتب آسمانى پيشين و تعبيرات راويان و تاريخ نگاران تعداد يكصد و هشتاد و دو اسم و لقب براى حضرت مهدى(عليه السلام)ذكر مىكند و مدّعى است كه در اين مقام، از استنباطهاى شخصى و استحسانهاى غير قطعى خوددارى نموده است كه در غير اين صورت چندين برابر اين اسماء و القاب، قابل استخراج از كتب مختلفه بود. كه از آن جمله است: محمّد، احمد، عبداللّه، محمود، مهدى، برهان، حجّت، حامد، خلف صالح، داعى، شريد صاحب، غائب، قائم، منتظر و... . كنيه هاى آن حضرت عبارتند از: ابوالقاسم (هم كنيه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم))، ابوعبداللّه، اباصالح كه مرحوم نورى ابو ابراهيم، ابوالحسن و ابوتراب را نيز از كنيههاى ايشان شمرده است. در اينجا به ذكر پارهاى عناوين و صفات كه در ضمن زيارتهاى مختلفه و ادعيه مربوط به حضرت مهدى (عليه السلام) مورد تصريح قرار گرفته است اشاره داريم، با اين اميد كه دقّت و تأمّلى در آنها، ما را با شئونات مختلفه آن بزرگوار آشنا ساخته و مقاماتى را كه غالباً از لسان معصومين(عليهم السلام) در ضمن اين دعاها و زيارتها براى امام دوازدهم(عليه السلام)بر شمرده شده براىمان روشنتر سازد. قابل ذكر اينكه تمام اين عناوين و اوصاف بطور خاص در مورد حضرت مهدى(عليه السلام)وارد گرديده، اگرچه بسيارى از آنها در مورد ساير امامان بزرگوار اسلام(عليهم السلام)نيز مىتواند مصداق داشته باشد. ديگر اينكه، آنچه ذكر مىشود نه به ادّعاى اسم يا لقب آن حضرت، بلكه به عنوان بهرهورى از تعابير موجود در نصوص زيارت و دعاست، اعم از اينكه واژهاى مفرد يا جملهاى توصيفى باشد. بقيّة اللّه: باقيمانده خدا در زمين. خليفة اللّه: جانشين خدا در ميان خلايق. وجه اللّه: مظهر جمال وجلال خدا، سمت و سوى الهى كه اولياى حق رو به او دارند. باب اللّه: دروازه همه معارف الهى، درى كه خدا جويان براى ورود به ساحت قدس الهى، قصدش مىكنند. داعى اللّه: دعوت كننده الهى، فرا خواننده مردم به سوى خدا، منادى راستين هدايت الى اللّه. سبيل اللّه: راه خدا، كه هركس سلوكش را جز در راستاى آن قرار دهد سر انجامى جز هلاكت نخواهد داشت. ولى اللّه: سر سپرده به ولايت خدا و حامل ولايت الهى، دوست خدا. حجة اللّه: حجّت خدا، برهان پروردگار، آن كس كه براى هدايتِ در دنيا، و حسابِ در آخرت به او احتجاج مىكنند. نور اللّه: نور خاموشى ناپذير خدا، ظاهر كننده همه معارف و حقايق توحيدى، مايه هدايت رهجويان. عين اللّه: ديده بيدار خدا در ميان خلق، ديدبان هستى، چشم خدا در مراقبت كردار بندگان. سلالة النّبوّة: فرزند نبوّت، باقيمانده نسل پيامبران. خاتم الاوصياء: پايان بخش سلسله امامت، آخرين جانشين پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم). علم الهدى: پرچم هدايت، رايت هميشه افراشته در راه اللّه، نشان مسير حقيقت. سفينة النّجاة: كشتى نجات، وسيله رهايى از غرقاب ضلالت، سفينه رستگارى. عين الحيوة: چشمه زندگى، منبع حيات حقيقى. القائم المنتظر: قيام كننده مورد انتظار، انقلابى بىنظيرى كه همه صالحان چشم انتظار قيام جهانى اويند. العدل المشتهر: عدالت مشهور، تحقق بخش عدالت موعود. السيف الشاهر: شمشير كشيده حق، شمشير از نيام بر آمده در اقامه عدل و داد. القمر الزّاهر: ماه درخشان، ماهتاب دلفروز شبهاى سياه فتنه و جور. شمس الظلاّم: خورشيد آسمان هستى ظلمت گرفتگان، مهر تابنده در ظلمات زمين. ربيع الأنام: بهار مردمان، سر فصل شكوفايى انسان، فصل اعتدال خلايق. نضرة الأيّام: طراوت روزگار، شادابى زمان، سرّ سرسبزى دوباره تاريخ. الدين المأثور: تجسّم دين، تجسيد آيين بر جاى مانده از آثار پيامبران، خودِ دين، كيان آيين، روح مذهب. الكتاب المسطور: قرآن مجسّم، كتاب نوشته شده با قلم تكوين، معجزه پيامبر در هيئت بشرى. صاحب الأمر: دارنده ولايت امر الهى، صاحب فرمان و اختياردار شريعت. صاحب الزمان: اختيار دارِ زمانه، فرمانده كل هستى به اذن حق. مطهّر الأرض: تطهير كننده زمين كه مسجد خداست، از بين برنده پليدى و ناپاكى از بسيط خاك. ناشر العدل: برپا دارنده عدالت، بر افرازنده پرچم عدل و داد در سراسر گيتى. مهدى الامم: هدايتگر همه امّتها، راه يافته راهنماى همه طوايف بشريت. جامع الكَلِم: گردآورنده همه كلمهها بر اساس كلمه توحيد، وحدت بخش همه صفها. ناصر حق اللّه: ياريگر حقِ خدا، ياورِ حقيقت. دليل ارادة اللّه: راهنماى مردم به سوى مقاصد الهى، راه بلد و راهبر انسانها در راستاى اراده خداوند. الثائر بأمر اللّه: قيام كننده به دستور الهى، بر انگيخته به فرمان پروردگار، شورنده بر غير خدا به امر خدا. محيى المؤمنين: احياگر مؤمنان، حياتبخش دلهاى اهل ايمان. مبير الكافرين: نابود كننده كافران، درهم شكننده كاخ كفر، هلاك كننده كفار. معزّ المؤمنين: عزّت بخش مؤمنان، ارزش دهنده اهل ايمان. مذلّ الكافرين: خوار كننده كافران، درهم شكننده جبروتِ كفر پيشگان. منجى المستضعفين: نجات دهنده مستضعفان، رهايى بخش استضعاف كشيدگان. سيف اللّه الّذى لاينبو: شمشير قهر خدا كه كندى نپذيرد. ميثاق اللّه الّذى أخذه: پيمان بندگى خدا كه از بندگان گرفته شده. مدار الدهر: مدار روزگار، محور گردونه وجود، مركز پيدايش زمان. ناموس العصر: نگهدارنده زمان، كيان هستى دوران. كلمة اللّه التامه: كلمه تامّه خداوند، حجّت بالغه الهى. تالى كتاب اللّه: تلاوت كننده كتاب خدا، قارى آيات كريمه قرآن. وعداللّه الّذى ضمنه: وعده ضمانت شده خدا، پيمان تخلّف ناپذير الهى. رحمة اللّه الواسعة: رحمت بىپايان خدا، لطف و رحمت بىكرانه پروردگار رحمت گسترده حق. حافظ اسرار رب العالمين: نگهبان اسرار پروردگار، حافظ رازهاى ربوبى. معدن العلوم النبويّه: گنجينه دانشهاى پيامبرى ـ خزانه معارف نبوى. نظام الدين: نظام بخش دين. يعسوب المتقين: پيشواى متقين. معزّ الاولياء: عزت بخش ياران. مذلّ الأعداء: خوار كننده دشمنان. وارث الانبياء: ميراث بر پيامبران. نور ابصار الورى: نور ديدگان خلايق. الوتر الموتور: خونخواه شهيدان. كاشف البلوى: بر طرف كننده بلاها. المعد لقطع دابر الظلمه: مهيّا شده براى ريشه كن كردن ظالمان. المنتظر لاقامة الأمت و العوج: مورد انتظار براى از بين بردن كژيها و نادرستىها. المترجى لازالة الجور و العدوان: مورد آرزو براى بر طرف كردن ستم و تجاوز. المدّخّر لتجديد الفرائض و السنن: ذخيره شده براى تجديد واجبات و سنن الهى. المؤمّل لاِحياء الكتاب وحدوده: مورد اميد براى زنده ساختن دوباره قرآن و حدود آن. جامع الكلمة على التقوى: گرد آورنده مردم بر اساس تقوى. السبب المتصل بين الأرض و السماء: واسطه بين آسمان و زمين، كانال رحمت حق بر خلق. صاحب يوم الفتح و ناشرراية الهدى: صاحب روز پيروزى و بر افرازنده پرچم هدايت. مؤلف شمل الصلاح و الرضا: الفت دهنده دلها بر اساس رضايت و درستكارى. الطالب بدم المقتول بكربلا: خونخواه شهيد كربلا. المنصور على من اعتدى عليه وافترى: يارى شده عليه دشمنان وافترا زنندگان. المضطرّ الّذى يجاب اذا دعى: پريشان و درماندهاى كه چون دعا كند دعايش مستجاب شود. اگر آن قدر نتوانسته ام تو را دوست داشته باشم، و این دوست داشتن را
به تو نشان دهم، که تو با تمام وجود دریابی که برایم عزیزی و برای همین
است که اعتقاد دارم باید از گوهر ارزشمند وجودت پاسداری شود، مشکل از من
است!
من از جانب تمام کسانی که شعار دادند "مرگ بر بدحجاب" از تو معذرت می خواهم.
من از جانب تمام کسانی که شعار دادند " ملت ما بیدار است، از بدحجاب بیزار است" از تو معذرت می خواهم.
من از جانب تمام کسانی که فعل تو را از خود تو جدا نکردند، معذرت می خواهم
من می دانم که تو اگر اهمیت و فلسفه ی حجاب را بدانی، به حجابت از من هم پایبندتر خواهی بود.
من می دانم که اگر ظاهر امروز تو این است، من نیز بسیار مقصرم که اگر من
توانسته بودم منطق و احساسم را راجع به حجاب به تو منتقل کنم، ظاهر امروز
تو این نبود.
من می دانم که اگر در فرهنگ سالمی که حکم اکسیژن را دارد، نفس کشیده بودی، ریه های عفافت غبار نمی گرفت.
من می دانم که اگر عمق نقشه ها و اهداف دشمن و تلاش شبانه روزی شان را برای تاراج حیا می دانستی، مشتی محکم بر دهانشان می کوبیدی.
عزیز دلم!
اسلام را با آن چیزی که من و امثال من می گوییم و عمل می کنیم، نشناس!
حساب اسلام را از جامعه ی مسلمین جدا کن! که اگر ما به اسلام درست عمل کرده بودیم، پاکی همه جا را فرا می گرفت!
عزیز دلم!
اگر آن قدر نتوانسته ام تو را دوست داشته باشم، و این دوست داشتن را به تو
نشان دهم، که تو با تمام وجود دریابی که برایم عزیزی و برای همین است که
اعتقاد دارم باید از گوهر ارزشمند وجودت پاسداری شود، مشکل از من است! منبع:خبرگزاری
فارس: مطلب وتصاویر نمادهای شیطان پرستی: شیطان
پرستی جدید به خدایی اعتقاد ندارد و شیطان را تنها نوعی کهن نماد (
archetype ) می داند و انسانها را تنها در برابر خود مسئول میداند و
اعتقاد دارد که انسان به تنهایی می تواند راه درست و غلط را تشخیص دهد به
همین دلیل هم این اعتقاد بیشتر به عنوان یک اعتقاد فلسفی شناخته می شود . شیطان در این اعتقاد نماد نیروی تاریکی طبیعت ، طبیعت شهوانی ، مرگ ، بهترین نشانه قدرت و ضدمذهب بودن است. این اعتقاد دارای شاخه های متعددی است اما می توان گفت جز یکی دو نوع آن همگی دارای اصول زیر می باشند: Atheism - : خدایی در شیطان پرستی وجود ندارد. Not dualistic - : روح و جسم غیرقابل دیدن هستند و هیچ جنگی بین عالم خیر و شر وجود ندارد. Autodeists - : خود پرستی ، خدایی جز خود انسان وجود ندارد و هر انسانی خود یک خداست. Materialistic - : اعتقاد به اصالت ماده - وابسته به راه چپ بودن در برابر راه راست که راه خدایی است . - ضد مذهب بودن خصوصا مذاهبی که اعتقاد به زندگی پس از مرگ دارند. - عدم پرستش شیطان زیرا شیطان جسم نیست و وجود خارجی ندارد. -
اعتقاد به استفاده از لذت در حد اعلای آن زیرا تمام خوشی دنیایی است و این
خوشی ها خصوصا لذات جنسی پتانسیل لازم را برای کارهای روزانه آماده می
کنند و به هر شکلی انجام آنها لازم و ضروری است . در بررسی نمادهای متعلق به شیطانپرستی خط بسیار روشنی از ارتباط صهیونیسم و شیطانیسم به وضوح قابل مشاهده است . در
ذیل برخی از نمادها كه به عنوان نگین انگشتر ، گردنبند ، تصاویر بر روی
دستبندها ، پیراهن ، شلوار ، كفش ، ادكلن ، ساعت و ... درج شده و از
جمله به ایران اسلامی نیز راه یافته است ، مورد بررسی و معرفی قرار
میگیرد : اگر
نوشته وسط نماد یعنی (Satanism) به معنای شیطانگرایی به همراه دایره حذف
كنیم ، آن وقت یك ستاره پنجضلعی بر جای میماند كه همان نشانه ستاره صبح
یا پنتاگرام (pentagram) باقی میماند . این
سمبل نیز همان پنتاگرام است ، با فرق اینكه انواع آن گاه پنجضلعی وارونه
(snvertedpentagram ) یا دیو (Buphomet ) و به شكل در میان نمادهای
شیطانپرستان به چشم میخورد . برخی از شیطانگرایان محدوده
جغرافیایی « تحت سلطه » این نماد و در واقع منطقه نفوذ شیطانگرایی را در
نقشه ذیل توصیف مینمایند . (محدوده در ایسلند و اروپا) درمیان
پنتاگراهای قبلی تصویر سر یك بز تعبیه شده است كه اقدامی ضد مسیحی ، به
این معناست كه مسیحیان معتقدند كه مسیح همچون یك بره برای نجات ایشان
قربانی شده است و با توجه به اینكه ایشان بز را نماد شیطان و در برابر بره
میدانند این آرم را انتخاب كردهاند. 666:
یك سمبل با عنوان « شماره تلفن شیطان » توسط گروههای هوی متال وارد ایران
اسلامی شده اما در حقیقت علامت انسان و نشانه جانور در میان شیطانپرستان
تلقی میشود و براساس مكاشافات 13:18 « ... پس هر كس حكمت دارد عدد وحش را
بشمارد ،زیرا كه عدد انسان است و عددش 666 است . » از سالها پیش تاكنون
این عدد با اشكال مختلف بر روی دیوارهای شهرهای بزرگ كشور مشاهده میشد . صلیب
وارونه (upside down cross ) : این نماد و حكایت از « وارونه شدن مسیحیت
دارد » و عمدتا استهزا و سخره گرفتن این دین است . صلیب وارونه در گردن
بندهای بسیاری مشاهده شده و خوانندههای راك انواع مختلف آنرا به همراه
دارند . نماد
صلیب شكسته یا چرخ خورشید (swastika or sun wheelc) : چرخ خورشید یك نماد
باستانی است كه در برخی فرهنگهای دینی همچون كتیبههای بر جای مانده از
بوداییها و مقبرههای سلتی و یونانی دیده شدهاست . لازم به توضیح
است این علامت سالها بعد توسط هیتلر به كار رفت ، لكن برخی با هدف به
سخره گرفتن مسیحیت این سمبل را وارد شیطانپرستی كردند . چشمی
در حال نگاه به همه جا (All seeing Eye) : چشم در برخی نمادهای روشنفكری
نیز به كار میرود . اما شیطانپرستی اعتقاد دارند چشم در بالای هرم «
چشم شیطان » است و « بر همه جا نظارت و اشراف دارد » . این علامت
در پیشگویی ، جادوگری ، نفرینگری و كنترلهای مخصوص جادوگری مورد
استفاده قرار میگیرد .گفتنی است این نماد بر روی دلار آمریكایی به كار
رفته است . این نمادها به انگلیسی (Ankh) انشاءمیشود و سمبل شهوترانی و باروری است . این
نمادها به معنای روح شهوت زنان نیز تعبیر میشود . امروزه نماد “ فمنیسم “
در واقع یك نماد برداشت شده دقیقا از سمبلهای شیطانی است . پرچم
رژیم صهیونیستی : قابل توجه جدی است كه رژیم صهیونیستی علاوه بر حمایتهای
آشكار و پنهان ،حتی از قرار گرفتن نماد رسمی كشور نامشروعش در كانون علائم
شیطانگرایان نیز پرهیز ندارد . ضد
عدالت (Anti justice) : با توجه به اینكه تبر رو به بالا نماد عدالت در
روم باستان به شمار می آمده است شیطانپرستان تبر رو به پایین را با عنوان
نماد ضد عدالت در راه پیمودن مسیر تاریك انتخاب كردهاند . همچنین گفتنی است كه فمنیستها از دو تبر رو به بالا به معنی مادرسالاری باستانی استفاده مینمودند. سر
بز (Goat Head) : بز شاخدار ، بز مندس mendes (همان ba"al بعل خدای باروی
مصر باستان) ، بافومت ، خدای جادو ، scapegoat (بز طلیعه یا قربانی) این
یكی از راههای شیطانپرستان برای مسخره كردن مسیح است زیرا گفته میشود
كه مسیح مانند برهای برای گناهان بشر كشته شد . همانطور كه در توضیح
نمادهای اول اشاره شد ،این نماد تصویر كاملی است از بز قرار گرفته در
نماد پنتاگرام . هرج
و مرج (Anarchy) : این نماد به معنای از بین بردن تمام قوانین است و دلالت
بر این امر دارد كه « هر چه تخریب كننده است تو انجام بده » این نماد
عمدتا مورد استفاده گروههای هویمتال است به فكر حضرت مهدي (عج) نيستيم * صرف پيدا كردن و ديدن حضرت مهدي عجل اللّه تعالي فرجه الشريف مهم نيست کاشف الکرب انس بن مالک گوید: پس از درگذشت پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ یک نفر یهودی، برای تحقیق درباره اسلام به مدینه آمد، و از مردم خواست که او را به کسیکه بتواند از عهده پاسخ سؤالهای او برآید راهنمائی کنند. مردم، ابوبکر را به او معرفی کردند. آن مرد پیش ابوبکر آمد و گفت پرسشهائی دارم که جز پیامبر و یا وصی او نمیداند؟ ابوبکر: هر چه میخواهی بپرس. آن چیست که خدا ندارد؟ آن چیست که نزد خدا نیست؟ و آن چیست که خدا نمیداند؟ ابوبکر عصبانی شد و به وی گفت: این سؤالهای مردم بی دین است، و تصمیم کشتن او را گرفت، سایر مسلمانان حاضر هم کیفر آن مرد را کشتن میدانستند. ابن عباس که آنجا حاضر بود، گفت: دربارة این مرد، بی انصافی کردید. ابوبکر: نشنیدی که الآن چه گفت؟ ابن عباس: اگر میتوانید جوابش را بدهید، وگرنه او را ببرید پیش امام علی که تا به او پاسخ دهد، چون من از پیامبر شنیدهام که به علی بن ابیطالب میفرمود: خدایا دلش را هدایت کن، و زبانش را استوار بدار ابوبکر گفت: یا ابا الحسن این یهودی از من مانند زنادقه و بیدینها سؤال میکند. علی ـ علیهالسّلام ـ رو به یهودی کرد و فرمود: چه میگویی؟ گفت: من سؤالهائی دارم که جز پیامبر یا وصی او، پاسخش را نمیداند. امام علی(ع): مسائل خود را مطرح کن یهودی همان مسائل را تکرار کرد. امام علی(ع): اما آنچه خدا نمیداند، همان چیزی است که شما یهودیها میگوئید عزیز پسرخدا است، خدا نمیداند که فرزند دارد. و اما آنچه نزد خدا نیست، ستم به بندگان است که نزد او نیست و اما آنچه خدا ندارد، همتا است ، که او بیهمتا است. یهودی با شنیدن این سخن، شهادتین را بر زبان جاری کرد ومسلمان شد و ابوبکر و حاضرین امیرالمؤمنین علی ـ علیهالسّلام ـ
کـسـی بـجُـز خـــدا نـبـود٬ اگـــر نـبـود فــاطـمـه
گــشـتـه تـمــام مـاخَلَـقْ، خَـلْـق زنـور فــاطـمـه
در دو جـهــان صــفــا نـبـود٬ اگـر نـبـود فــاطـمـه
هستی کُل هستی از هستِ وجود پاکِ اوست
وگــر نـه مــــاسَــوا نـبـود٬ اگـــر نـبـود فــاطـمـه
خـلـق شـده جـهـــانـیــان به احـتــرام مصطفي
خـــاتـــم الاَنـبــیـــا نـبـود٬ اگــر نـبـود فــاطـمـه
دُخت پـیـمـبـر است و هـم٬همسر حضرت علی
احـمـد و مــرتـضـی نـبـود٬ اگــر نـبـود فــاطـمـه
اوست که بر مـقـام وی سـوره ی کـــوثـر آمـده
آیــه ی قُــلْ کَـفــی نـبـود٬ اگـــر نبود فــاطـمـه
قَـــلـعـه ی خیبر از زمین کَـنْـده نمی شد هکَذا
چـون شَـه لافَـتـی نـبـود٬ اگــر نـبـود فــــاطـمـه
جـــــاه و جَـــلال وی نِـگــر٬ مـــادر اولــــیــا بـود
خــــاتــم الاُولـــیـا نـبـود٬ اگـــر نـبـود فـــاطـمـه
خــادم درگــهـش بُـوَد اهـل سَـمـا و قُـدسـیــان
جَـنـت و حُــوریــــا نـبـود٬ اگـــر نـبـود فـــاطـمـه
اهل زمـیـن و آسـمــان، هـم مَلکوت و عـرشیان
عرش حَقْ و سَـمــا نبود٬ اگــر نـبـود فـــاطـمـه
گــشـتـه زَبــانْـزَدِ مَـلَـکْ عِصمت و عِـزّ و عِفّتـش
مـــعـرفـت و حـیـــا نـبـود٬ اگــر نـبـود فــاطـمـه
نــدای نـام فــاطـمــه، شــفــای هـر مـرض بـود
بــه دردهـــــا دوا نـبـود٬ اگـــر نـبـود فــــاطـمـه
امـیـدِ کُـل مــاخَـلَـقْ بـه لـطـف اوست در جَـــزا
شــــافـعـه ی جَــزا نـبـود٬ اگـر نـبـود فــاطــمـه
حَـقْ صِـلـه داده عشق او٬ بر شُـعــرای اهلبیت
نــام«فَـتــا»،«فَـتــا»نـبـود٬ اگــر نـبـود فــاطـمـه
اثر شاعر اهلبیت(ع)(فـرهـادی مـراغه ای)متخلص به(فتـا)
![]()
اين دليل بر بزرگى مصيبتى است كه با قتل محسن عليهالسلام بر اسلام وارد
شد و نشانهى شدت غصهاى است كه مادر دلسوختهاش حضرت زهرا عليهاالسلام با
از دست دادن اين پسر كشيد.
نامش را محسن عليهالسلام گذاشت
محسن عليهالسلام عزيز پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بود و آن حضرت قبلاً
نام او را تعيين كرده بود. اگر اين آخرين گل زهرا عليهاالسلام به دنيا
مىآمد همه به عنوان يادگار پيامبر صلى اللَّه عليه و آله از او ياد
مىكردند و گراميش مىداشتند.
ولى خوب شد به دنيا نيامد، چه آنكه هنوز متولد نشده اينچنين او و مادرش را گرامى داشتند!!!
قال أميرالمؤمنين عليهالسلام: إنّ أسقاطكم إذا لقوكم يوم القيامة و لم
تسموهم، يقول السقط لأبيه: «ألا سميتني و قد سمّى رسولاللَّه صلى اللَّه
عليه و آله محسناً قبل أن يولد». (1)
اميرالمؤمنين عليهالسلام فرمود: اگر فرزندان سقط شدهى شما روز قيامت شما
را ببينند در حالى كه نامى براى آنان نگذاشتهايد، سقط به پدرش مىگويد:
چرا براى من نامى تعيين نكردى در حالى كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله
محسن عليهالسلام را قبل از اينكه به دنيا بيايد نامگذارى كرده بود.
قالت أسماء: فما دخلنا البيت إلّا و قد أسقطت جنيناً سماه رسولاللَّه صلى اللَّه عليه و آله محسناً. (2)
اسماء مىگويد: وارد خانهى حضرت زهرا عليهاالسلام شديم وقتى كه حضرت جنين
خود را سقط كرده بود؛ همان كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله او را محسن
ناميده بود.
فاطمهى من... سقط جنين؟!
چه سوزناك است كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله از شهادت يادگار خود خبر
دهد و بفرمايد: اين شهادت در اثر ضربتى است كه بر دخترم فاطمه عليهاالسلام
وارد مىشود!
قال رسولاللَّه صلى اللَّه عليه و آله: و تضرب و هي حامل،... و تطرح ما في بطنها من الضرب و تموت من ذلك الضرب. (3)
پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود: حضرت زهرا عليهاالسلام زده مىشود در
حالى كه باردار است. در اثر اين ضربت فرزندى كه همراه دارد سقط مىشود، و
خود او در اثر همان ضربت از دنيا مىرود.
مقتل حضرت محسن عليهالسلام
گل زهرا عليهاالسلام اول شهيد شد و سپس سقط گرديد! اما چگونه؟ اين سؤالى است كه بايد جزئيات ماجرا آن را روشن كند.
مادرى كه فرزند همراه دارد مواظبت زيادى مىخواهد. رعب و وحشتى كه مهاجمين
سقيفه پشت در خانه به راه انداخته بودند، و فريادهاى بلند و بىادبانهاى
كه سر داده بودند و قصد ورود اجبارى به خانه را داشتند، مىتوانست به
تنهايى باعث سقط محسن شود.
فرياد «آتش مىزنيم»، و صداى بر زمين انداختن هيزم، و چيدن آنها با خار
مغيلان كنار ديوار و در خانه و آتش زدن آنها، و دود و شعلههايى كه از زير
در و بالاى ديوار خانه ديده مىشد، هر خانم باردارى را نگران مىكرد و به
وحشت مىانداخت.
اكنون بانويى پشت در آمده كه از يك سو رحلت پدر مهربانى چون پيامبر صلى
اللَّه عليه و آله بار عظيمى از غم بر قلب او نشانده، و از سوى ديگر جفاى
مردم در حق شوهر مظلومش دل او را سخت آزرده است.
او احساس مىكند مهاجمين قصد ورود به خانه را دارند و در وضعيت فوقالعاده
خطرناكى قرار گرفته است. لذا با تمام وجود در را گرفته تا باز نشود.
آتش به چوب در گرفته و شعلهها به صورت او اصابت مىكند. در صاف نيست!
چوبهاى ناهموار دارد، ميخ دارد، داغ شده است! بانويى كه محسن عليهالسلام
همراه اوست چگونه بايد مواظب فرزندش باشد؟!
در را با لگد مىشكنند و صداى وحشتناكى ايجاد مىشود، و در به روى بانو
مىافتد. درياى عصمت و حيا با مهاجمين بىحيا روبهرو مىشود. بر دستش
تازيانه مىزنند تا در را رها كند.
در با ميخش و با ناهمواريش سينه را مىشكافد و خون جارى مىكند. استخوان
پهلو از درون مىشكند و خون جارى مىشود! لابد اينها براى كشتن فرزندى كه
كنار اين پهلو و سينه به تلاطم افتاده كم است؟!
حملهكنندگان سقيفه يك نفر نيستند. دستور خود را هم از پيش گرفتهاند. آن
سيلى كه گوشواره را مىشكند، تازيانهاى كه بازو را سياه مىكند، و بر سر و
كتف بانو مىخورد و بىمحابا از هر سو فرود مىآيد و خون جارى مىكند،
پايى- كه شكسته باد- بر بانوى باردار ضربه مىزند. آيا با همهى اينها هنوز
محسن عليهالسلام زنده است؟ بايد بپرسيم هنوز مادر زنده است؟!!
با اين همه وحشت و ضربت و جراحت... مادر چه گفت؟ چه كرد؟ فضه چه كمكى
توانست نمايد؟ اميرالمؤمنين عليهالسلام چه كرد؟ بچهها چه حالى داشتند؟
محسن عليهالسلام كجا رفت؟
تاريخ، اين داستان جگرسوز را با تمام تلخىهايش حفظ كرده تا معلوم شود
فاطمه و محسنش عليهماالسلام باهم و از يك سبب به شهادت رسيدند!! چه ضرباتى و
چه حملاتى كه مرد را از پا درمىآورد، چه رسد به بانويى كه كنار قلبش
يادگار زيبايى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله را در آغوش گرفته است.


وي
ادامه داد: با وجود اينکه گوشهاي زيادي در جهان براي شنيدن در خصوص اين
موضوع آماده است ولي ما از آن زياد سخن نميگوييم براي نمونه در دانشگاهي
مانند دانشگاه بينالمللي که به نام امام خميني (ره) مزين است و در شهري
مانند قزوين که شهري با سابقه فرهنگي است و در نقطه مرکزي ايران واقع شده
است دو واحد درس اختياري در خصوص آخرالزمان، فرجامشناسي وجود ندارد.
مسئول
موسسه فرهنگي موعود عصر (عج) اضافه کرد: اين جاي تأمل دارد که چرا موضوعي
که در جهان امروز در رأس همه مباحث جدي است ذهن جوانترين گروه اجتماعي در
اين جامعه درگير آن نيست و اين مبحث بزرگ است و چگونه چشمها از روي
موضوعي به اين مهمي و بزرگي چرخيده و متوجه آن نيست.
*تدريس رشته آخرالزمان شناسي در 257 دانشگاه در آمريکا
وي
افزود: 130 سال است که در دانشگاههاي وابسته به کليساي کاتوليک در رشته
آخرالزمانشناسي فارغالتحصيل دارند و در ايالات متحده آمريکا بيش از 257
کالج و دانشگاه در اين رشته وجود دارد و اگر اين موضوع مهمي نيست چرا بايد
در سرزميني که گاهي گمان ميکنيم عاري از مذهب است، اين تعداد دانشگاه و
کالج در رابطه با اين رشته وجود داشته باشد.
شفيعي سروستاني عنوان داشت: بسياري از دانشگاهها در ايران در رشتههاي هنري، سينمايي، کارگرداني و بازيگري مشغول به آموزش هستند.
وي
اعلام کرد: بسياري از برنامههاي رسانههاي اين سرزمين توسط همين بازيگران
که بسياري مانند دلقکها فقط بالا و پايين ميپرند و به اسم تهيهکنندگي و
کارگرداني و سناريست، حد و اندازه سناريو آنها از چارچنگولي بالا نميرود،
هزاران ساعت شب و روز را به بيهودهگويي در مباحث مبتذل و حيات مردم عام
کوچه و بازار را به خود مشغول ميکنند.
*فيلمي در کشور ما با موضوع آخرالزمان ساخته نشده است
اين
محقق در زمينه مهدويت عنوان داشت: اين در حالي است که در آن سوي درياي
مديترانه در دهه 90 بيش از 60 درصد پرفروشترين فيلمهاي هاليوود در خصوص
آخرالزمان است و آيا ساخت فيلمهايي با چنين موضوعاتي براي سرگرم کردن
مردم است.
وي ادامه داد: ولي ما در کشورمان فيلمي با اين موضوع و
مفهوم نداريم و نسبت به اين موضوع غفلت کردهايم در حالي که ذهنها درگير
اين موضوع است.
شفيعي سروستاني با اشاره به نگاه عام مردم به
آخرالزمان توضيح داد: مردم ما زماني که گراني، سختي معيشت و بيماري در
زندگيشان پديدار ميشود، زماني که دچار خشکسالي ميشوند ميگويند
آخرالزمان است، يعني آخرالزمان را چيزي مساوي با بلا، آفت و بحران
ميشناسند.
* آخرالزمان تعداد حوادث افزايش و زمان آنها به هم نزديک ميشود
وي
افزود: ولي آيا آخرالزمان به معناي بحران است، آخرالزمان به معناي بحران،
جنگ و آفت نيست، آخرالزمان قسمت واپسين از دوراني است که به قيامت پيوندد
و از نظر ما آخرالزمان از زمان مبعوث شدن پيامبر آغاز و به ظهور موعود و
سپس قيامت ميانجامد.
مسئول «موسسه فرهنگي موعود» يادآور شد:
پيامبر (ص) فرمودهاند برگزيده شدم در حالي که ميان من و قيامت فاصله
نيست، همان سان که ميان دو انگشت فاصله است اما از آنجا که در اين ظرف
زماني حوادث بزرگ نزديک به هم روي ميدهد مردم عادت کرده و آخرالزمان را
مساوي با بحران ميشناسند.
* 7 هزار روايت در خصوص آخرالزمان وجود دارد
شفيعي
سروستاني توضيح داد: در ميان همه ملل يعني صاحبان اديان آسماني وجه مشترک
ابتدا توحيد و سپس موعودگرايي و بلاخره قيامت است و در همه اديان حجم
زيادي از روايات به موضوع موعود اختصاص دارد.
وي اعلام کرد: حجم
روايات آمده از 14 معصوم در خصوص آخرالزمان و نشانههاي ظهور بسيار زياد
است به طوري که 7 هزار روايت راجع به اين موضوع داريم و در خصوص نماز و
روزه اين تعداد روايت نداريم.
مسئول موسسه فرهنگي موعود عصر (عج)
خاطرنشان ساخت: اين تعداد روايت نشان از اهميت موضوع دارد و بخش عمدهاي
از روايات آخرالزمان توسط پيامبر و در نخستين روزهاي بعثت بيان شده است.
وي
با اشاره به کارکردهاي علائم و نشانههاي ظهور بيان داشت: اين نشانهها و
علائم موقعيت بشر را در تاريخ معين ميکند و مردم ميدانند که در چه
فاصلهاي از ظهور قيامت قرار گرفتند همچنين هشدار و تذکر، آمادگي يافتن،
جلوگيري از يأس و نااميدي، شناسايي دوست و دشمن از کارکردهاي نشانههاي
ظهور است.
شفيعي سروستاني عنوان داشت: ما همواره در تحليل شرايط
دچار مشکل ميشويم و با تحليل غلط موضعگيري کرده و گاهي با دوست با تصور
دشمن بودن درگير و گاهي با دشمن به تصور دوست بودن ارتباط دوستي برقرار
ميکنيم که اين نشانهها موجب ميشود تا دوست را از دشمن بشناسيم.
*از 1200 نشانه آخرالزمان تنها 5 نشانه باقي مانده است
اين
محقق در زمينه مهدويت به حوادث آخرالزمان اشاره کرد و گفت: در آخرالزمان
حوادث مختلفي روي ميدهد و پيامبر نيز فرمودهاند به ناگزير فتنهاي پديد
خواهد آمد که هر گاه در نقطهاي آرامش پيدا کند، در نقطه ديگري ناآرامي
شروع ميشود و اين چنين ادامه مييابد تا وقتي که منادي آسمان بانگ برآورد
که امير شما مهدي است.
وي اضافه کرد: يکي از مشخصات فتنه اين است
که فتنه کور است يعني اجازه تشخيص نميدهد تا جايي که همه در تشخيص حق و
باطل دچار ترديد ميشوند و حتي خواص نيز نميتوانند حق و باطل را تشخيص
دهند؛ بنابراين تأکيد شده است که مواظب باشيد که خود را از دست نداده و
نابود نشويد.
شفيعي سروستاني يادآور شد: پيامبر فرمودهاند «شما را
به هفت فتنه بيم ميدهم که بعد از من روي ميدهد، فتنهاي از مدينه،
فتنهاي از مکه، فتنهاي از يمن، فتنهاي از شام، فتنهاي از شرق، فتنهاي
از غرب و فتنه آخر فتنه سفياني است».
وي تصريح کرد: از بيش از يک
هزار و 200 نشانه آخرالزمان که در روايات از آن سخن گفته شده طبق گفته همه
محققان تمام نشانهها رخ داده و فقط پنج نشانه باقي مانده است که اولين آن
«فتنه سفياني» است.
*خروج سفياني از سوريه براي کشتار شيعيان
مسئول
موسسه فرهنگي موعود عصر (عج) ادامه داد: در روايات آمده است سفياني با
حمايت صهيونيستها و غربيها در سوريه کودتا ميکند و سپس يک گروه در
سوريه به نام بنيکلب از او حمايت ميکنند و امروز بنيکلب جماعتي هستند
که بخشي از آنها در ارتش اسرائيل، بخشي در سوريه و بخشي در لبنان زندگي
ميکنند.
وي اضافه کرد: سفياني جنگي در ترکيه و عراق راه
مياندازد و شروع به کشتن شيعيان ميکند و به کوفه ميرسد و در کوفه
بزرگترين اتفاق رخ ميدهد و چنان شيعيان را ميکشند به نحوي که همسايه به
همسايه رحم نميکند و براي گرفتن پول همسايه خود را شيعه معرفي ميکند.
شفيعي سروستاني يادآور شد: امروز جهان استکبار عليه شيعه به ميدان آمده و شيعيان غافل هستند.
وي
تصريح کرد: زماني که درگيري از شام به کوفه ميرسد از کنار شهر قزوين لشگر
سيد خراساني حرکت ميکند و از منطقه مرکزي ايران عبور کرده و به کوفه
ميرود و در روايات آمده که اگر لشگر خراساني را يافتيد با او همراه شويد
از يمن نيز سيد يماني به سوي کوفه ميآيد.
*پيوستن يک ميليون ايراني در نخستين روز ظهور امام زمان (عج)
مسئول
موسسه فرهنگي موعود عصر (عج) اظهار داشت: فرمانده اصلي سپاه خراساني
«شعيببن صالح» است و امروز در طالقان قبري به اين نام است که مردم براي
زيارت او ميروند و وزيران، مشاوران و سرداران اصلي امام زمان (عج) همه
ايراني هستند و در روز اول يک ميليون ايراني به امام ميپيوندند.
وي
افزود: بيان شده که ظهور در سالهاي پر از جنگ رخ ميدهد و در قرن بيستم
100 ميلون نفر در جنگهاي مختلف کشته شدند و هزينه نظامي جهان امروز 900
ميليارد تا يک ترليون دلار سال است و هزينه جنگ در جهان 2 ميليون دلار در
دقيقه است که اگر 18 روز جنگ متوقف شود سوء تغذيه از کل جهان رفع ميشود.
شفيعي
سروستاني اعلام کرد: هزينه ارتش آمريکا در هر روز يک ميليارد و 250 ميليون
دلار است و به خاطر اورانيوم مصرف شده در سلاحهاي غيرمتعارف در عراق مردم
عراق به بيماريهاي مهلک دچار شدند و 4 هزار و 468 سال ديگر تاثيرات
اورانيوم از عراق از بين ميرود.
*طبق تحقيقات موساد و سيا آيتالله خامنهاي سيد خراساني است
مسئول
موسسه فرهنگي موعود عصر (عج) گفت: دشمنان خود را براي مقابله آماده
کردهاند ولي ما غفلت کرديم، در زمان رياست جمهوري بوش زير نظر رئيس
جمهور، کميسيوني براي شناسايي امام زمان شکل گرفت.
وي تأکيد کرد:
20 روز قبل موساد و سيا اعلام کردند به دنبال امام زمان هستند و اعلام نيز
کرده بودند شايد سيد خراساني آيتالله خامنهاي باشد زيرا در جواني در
خراسان بوده است و سيد يماني نيز سيد حسن نصرالله باشد زير در کودکي در
يمن بوده است.
شفيعي سروستاني اضافه کرد: مطالعات آنها در خصوص
آخرالزمان صدها برابر ماست ولي دانشگاههاي ما در اين زمينه تعطيل هستند و
آنها از واقعه ظهور نگران هستند ولي ما غفلت ميکنيم.
*وجود يک ميليارد نفر گرسنه و 45 ميليون مبتلا به ايدز نشانهاي از آخرالزمان
وي
با اشاره به نشانهها و حوادث آخرالزمان بيان داشت: خشکسالي، زلزله، قحطي
و گرسنگي از نشانههاي آخرالزمان است به طوري که در سال 2009 يک ميليارد
نفر در دنيا گرسنه هستند هر سال نيز يک هزار زلزله متوسط، 18 زلزله بزرگ و
يک زلزله عظيم کره زمين را ميلرزاند.
مسئول موسسه فرهنگي موعود
عصر (عج) ادامه داد: بيتقوايي و رواج فحشا و بيماريهاي مختلف نشانه
ديگري است به طوري که در حال حاضر 45 ميليون نفر در دنيا مبتلا به ايدز
هستند و هر سال 5 ميليون نفر به اين تعداد اضافه ميشود که 5 ميليون و 200
هزار نفر کودک هستند و نيمي را نيز از اين جمعيت زنان تشکيل ميدهند و در
کشور ما نيز 60 هزار نفر مبتلا به ايدز هستند که تاکنون 2 هزار و 121 نفر
جان باختند.
وي افزود: شيوع ايدز از طريق رابطه جنسي، همجنسبازي و افزايش فساد از مسائلي است که در آخرالزمان ديده ميشود.
*حکومت سلمان فارسي در ايران در زمان ظهور امام زمان (عج)
شفيعي
سروستاني در ادامه با اشاره به تکاليف مومنان در زمان غيبت توضيح داد: يکي
از تکاليف مومنان در زمان غيبت پيدا کردن معرفت و شناخت نسبت به امام است
به طوري که در روايات آمده کسي که امام زمانش را نشناسد و بميرد به مرگ
جاهليت از دنيا رفته است.
وي اضافه کرد: تمسک به دين و صبر و
شکيبايي و انتظار فرج و دعا از ديگر کارهايي است که در زمان غيبت بايد
صورت گيرد تا امام زمان (عج) ظهور کند و خداوند بزرگترين مسئوليت تاريخ را
به حضرت مهدي (عج) بزرگترين مرد خود گذاشته است تا براي تحقق عدالت ظهور
کند.
اين محقق در زمينه مهدويت خاطرنشان ساخت: ما بايد براي رهايي
از فتنهها معرفت خود را افزايش داده و هوشيار باشيم تا امام زمان حکومت
خود در زمين برپا دارد و در آن زمان امام حسين (ع)، اصحاب کهف، سلمان
فارسي به اين امام خواهند پيوست و فقط امام حسين (ع) 300 سال بر روي زمين
خلافت خواهد کرد.
وي اعلام کرد: با تشکيل حکومت، سلمان فارسي در ايران حاکم خواهد شد و حکومت امام زمان در کوفه شکل ميگير

عادت
کرده ایم که بگوییم منتظریم. عادت کرده ایم بعد از هر صلواتمان بگوییم:
»... وَ عَجِّل فَرَجَهُم« یا این که بعد از هر نماز دعای فرج را بخوانیم.
حتی از روی عادت برای سلامتی امام زمان (عج) صلوات نذر می کنیم. به نبودنش،
به نیامدنش، به انتظارمان عادت کرده ایم.
آن قدر در این آخرالزمان در
فتنه غرق شده ایم که یادمان رفته مدینه فاضله یعنی چه؟ انگار عادتمان شده
که هر روز، خبر یک قتل، یک تصادف مرگبار یا یک سرقت را بشنویم. مثل این که
اگر پنج شنبه ها منتظر نباشیم، یکی از کارهای روزمره مان را انجام نداده
ایم. یا فکر می کنیم اگر صبحهای جمعه در مراسم دعای ندبه شرکت نکنیم، از
دوستانمان عقب مانده ایم. آخرین باری که صبح جمعه بیدار شدیم و از این که
»او« نیامده بود، دلمان گرفت؛ کی بود؟ عزیزی می گفت: »خیلی وقتها منتظریم.
منتظر تلفن کسی که دوستش داریم، یا نامه ای که باید می رسیده و نرسیده؛ یا
کسی که باید می آمده. چندبار از این دست انتظارها برای آن کسی که مدعی
انتظارش هستیم، داشته ایم؟ ... یک جای کار می لنگد.« راست می گفت. یک جای
کار می لنگد ...
چند روز قبل، مرد نابینایی را دیدم که کنار خیابان
ایستاده بود. نه به ماشینهایی که برایش بوق می زدند توجه می کرد، نه به
آدمهایی که مدام به او تنه می زدند. پسرکی کنارش ایستاد. زیر گوش پیرمرد
چیزی گفت و او سرش را به علامت جواب مثبت تکان داد. و بعد، پسرک با نرمی
زیر بازوی پیرمرد را گرفت تا او را از خیابان بگذراند. به وسط خیابان که
رسیده بودند، دیدم لبهای پسرک مدام تکان می خورد و بر لبهای پیرمرد هم
لبخندی نشسته. خیابان شلوغ بود و چند دقیقه ای طول کشید تا از عرض آن
گذشتند. و در این مدت پیرمرد و پسرک جوان با هم صحبت می کردند و می
خندیدند. به سمت دیگر خیابان که رسیدند، پیرمرد دست پسر را از بازویش جدا
کرد و به سرعت به سمت لبهایش برد و بوسید ... پسرک مات و مبهوت به پیرمرد
که عصازنان دور می شد، خیره شده بود ...
من هم مات شده بودم. پس از چند
لحظه ای که به جای خالی پیرمرد خیره شده بودم، به خودم آمدم. صدای بوق
ماشینها و همهمه مردم، به من فهماند که در دنیای بی رحم این زمانه، پیرمردی
دست عاطفه فراموش شده بشری را بوسیده، دست کمک به همنوع، دست »بنی آدم
اعضای یکدیگرند« را ...
می بینی چقدر در آخرالزمان غرق شده ایم؟ از این روزهای روز مرگی، از روزهایی که با دیروز و فردایمان تفاوتی ندارند، خسته ام ...
چند
وقت قبل - جایت خالی - میهمان امام رضا (ع) بودم. یکی از شبها، با حال و
هوای غریبی، گیج و منگ، تن به سینه سرد دیوار داده، به ضریح چشم دوخته
بودم. دختری کنارم نشسته بود. چادرش را تا روی صورت کشیده بود و با خود
زمزمه می کرد: »یا وجیهاً عنداللّه، إشفع لنا عنداللّه« یک نفر بلندبلند
صلوات می فرستاد و کسی آن طرف تر خوابیده بود... از سمت دیگر ضریح، حدود 20
جوان، در حالی که هر کدام گل سرخی در دست داشتند و منظم و عاشق به سمت
ضریح حرکت می کردند، یکصدا شروع به خواندن کردند:
»ای خدای من اومدم دعا کنم
از ته دلم تو رو صدا کنم
ای خدا منم دارم در می زنم
یه شب اومدم به تو سر بزنم ...«
با همین نوای دلنشین تا نزدیک ضریح آمدند و ایستادند؛ دست بر سینه و سرشار از حس احترام:
»... اومدم امشبو منت بکشم
چه کنم، خیلی خجالت می کشم
همیشه کرامت از بزرگ تر است
پیش تو دست پر اومدن خطاست.«
همه آدمها می گریستند، همه آنهایی که خواب بودند و یا بیدار ...«
تضرع
عاشقانه شان که به پایان رسید، گلهایشان را به ضریح هدیه دادند و رو به
قبله، با دستانی سوی آسمان رفته، نشستند: »اللَّهُمَّ کن لولیّک الحجةبن
الحسن ...«
نمی دانم چرا نام زیبایش، گونه هایم را نیلوفری کرد ... دعای فرج که تمام شد، برخاستند و با بغضی غریب شروع به زمزمه کردند:
»اباصالح! التماس دعا هر کجا رفتی یاد ما هم باش!
نجف رفتی، کاظمین رفتی، کربلا رفتی، یاد ما هم باش!
مدینه رفتی به پابوس قبر پیغمبر، مادرت زهرا ...
و
دور شدند. ناخودآگاه نیم خیز شدم. می خواستم دنبالشان بروم، بگویم:
»ببخشید آقای محترم! شما یک مرد میانسال را ندیدید؟ می گویند نشانش یک خال
هاشمی است و یک شال سبز. شنیده ام مانند جدش، یتیمان را از محبت سیراب می
کند و همچون سیدالشهدا، مظلومان را از عدالت. همانی که همه آدمها، همه
ادیان، موعود می نامندش...
اگر كسی تو را ناراحت كرده و خدای نكرده دل خوری، خودت پیش قدم شو و برو از دلش در بیاور. همیشه یادت باشد ببخش تا بخشیده شوی؟
بهار می آید تا سرسبزی و شكوفا شدن دوباره زمین را خبر دهد. این بار سعی كن با بهار متحول شوی و بهاری بدون دل خوری برای خودت طراحی نمایی.
هرگاه بهار می
آید لباس نو به تن می كنیم. خانه را غبار روبی می كنیم و... آیا یك بار با
دل خود خلوت كرده ایم؟ !و آن را شست و شو داده ایم؟ تا حالا سعی كرده ایم
اگر كسی از دستمان ناراحت است برویم از دلش در بیاوریم؟ یا فقط ظاهرمان را
درست می كنیم؟
این بار بیاییم با هم پیمان بندیم تا دل هایمان را غبارروبی و بهاری نماییم. انشاءالله هیچ كداممان با دل شكستگی بهار را آغاز نكنیم و انشاء الله سال جدید كه درراه است سالی باشد كه آقا امام زمان (عج) ظهور نماید و بهار در بهار باشد.
بیا ای بهار گم شده ام
بیا! ای بهار گم شده ام...بیا تا با یاس ها هم صدا شویم بیا تا در شهر پاکی ها قدم بزنیم. بیا تا بوی عطر سجاده ها را بفهمیم.
بیا و دلتنگی مان را ببین. بیا تا از صبح های جمعه بگوییم. صبح های جمعه که می آیند و می روند، بدون تو.
بیا تا از حرف های ناگفته بگوییم.
بیا تا دست های آسمانی ات را بگیریم و در دریای پر مهرت شنا کنیم.
بیا و ببین نرگس های باغچه به انتظارت نشسته اند. بیا...بیا!
سهم شما ترک یک گناه+۳صلوات

چه بگویم من به جز شرمندگی...؟
« فقلت: یا جبرئیل من هؤلاء؟ » اینها چه كسانى هستند؟
جبرئیل گفت: « الذین یغتابون الناس »(1) اینها غیبت مردم را مىكردند و دنبال ریختن آبروى مردم بودند.
این كلام خود خداست كه در كوه طور به موسى علیهالسلام فرمود:
« إن المغتاب إذا تاب »
غیبت كننده وقتى توبه كند، من توبهاش را قبول می كنم، اما به او بگو:
« فهو آخر من یدخل الجنة »
در قیامت آخرین نفرهایى كه به بهشت می روند، غیبت كنهایى هستند كه توبه كردهاند.
« و إن لم یتب فهو أوّل من یدخل النار »
اگر توبه نكنند كه جزء اولین صفوف هستند كه وارد جهنم می شوند.
یا چیزى را بگوید كه در او نیست،
« أقامه الله یوم القیامة على تلٍّ من نار حتى یخرجُ مما قال فیه »
منبع: پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت استاد حسین انصاریان
دور شدن هفتاد بلا -راوى مىگوید شنیدم كه امام صادق(علیهالسلام) فرمودند: كسى كه بگوید "لا حول ولا قوة الا بالله العلى العظیم" خداى عزوجل به خاطر آن هفتاد نوع بلا را از او دور مىگرداند كه كمترین آنها خفه شدن است.(۳)















صرف
پيدا كردن و ديدن حضرت مهدي عجل اللّه تعالي فرجه الشريف مهم نيست، آقايي
گفته بود: شايد شما هم به خدمت آن حضرت مشرّف شده ايد و خيلي ها مشرّف شده
اند. اگر مشرّف شديد، به آن حضرت نگوييد كه: «از خدا براي من زن، خانه،
دفع فلان بيماري و يا امراض خصوصي و... بخواه»، زيرا اين ها چندان اهميت
ندارد. هم چنين آقاي ديگري گفت: در اعتكاف مسجد كوفه آن حضرت را در خواب
ديدم كه به من فرمودند: «اين هايي كه به اين جا (مسجد كوفه) آمده اند، از
مؤمنين خوب هستند، ولي هر كس حاجتي دارد و براي برآورده شدن حاجت خود آمده
است. مانند، خانه، فرزند و ... هيچ كدام براي من نيامده اند.» البته محتاج
به خواب هم نيست، مطلب همين طور است و هر كدام در فكر حوايج شخصي خود
هستيم، و به فكر آن حضرت - كه نفعش به همه برمي گردد و از اهمّ ضروريات
است - نيستيم!
* مهم تر از دعا براي تعجيل فرج
مهم
تر از دعا براي تعجيل فرج حضرت مهدي عجل اللّه تعالي فرجه الشريف، دعا
براي بقاي ايمان و ثبات قدم در عقيده و عدم انكار آن حضرت تا ظهور او مي
باشد؛ زيرا مردن، تنها قطع حياتِ دنياي چند روزه فاني است؛ اما بيرون رفتن
از عقيده صحيح، موجب هلاكت ابدي از حيات جاويد آخرت و خلود در جهنّم است،
لذا حضرت امير عليه السلام در ليلةُ المبيت از رسول اكرم صلّي اللّه عليه
وآله مي پرسد: «أفي سلامة من ديني؟»، آيا دين من سالم خواهد بود؟ يعني از
استقامت در دين و ثبات ايمان و عقيده تا مرز شهادت را كه از خود شهادت
بالاتر است، از آن حضرت سؤال مي كند.
اين دعا خيلي عالي است كه دستور
داده شده است در زمان غيبت خوانده شود، كه: «يا اللّه يا رحمان يا رحيم!
يا مقلب القلوب، ثبت قلبي علي دينك.»، بحارالانوار/52/148؛ اي خدا، اي
رحمت گستر، اي مهربان، اي گرداننده دل ها، دل مرا بر دينت ثابت و استوار
بدار.
* با توبه از گناهان، خود را براي ظهور حضرت حجّت عجل اللّه تعالي فرجه الشريف آماده كنيم!
اگر
ظهور حضرت حجّت عجل اللّه تعالي فرجه الشريف نزديك باشد، بايد هر كس خود
را براي آن روز مهيّا سازد، از جمله اين كه از گناهان توبه كند. همين توبه
باعث مي شود كه اين همه بلاهايي كه بر سر شيعه آمده است، كه واقعاً بي
سابقه است، و بلاهاي ديگري كه تا قبل از ظهور آن حضرت مي آيد، از سر شيعه
رفع و دفع گردد.
* حضرت حجّت عجل اللّه تعالي فرجه الشريف از ما التماس دعا دارد!
همه
براي برآورده شدن حاجت شخصي خود به مسجد جمكران مي روند، و نمي دانند كه
خود آن حضرت چه التماس دعايي از آن ها دارد كه براي تعجيل فرج او دعا
كنند! چنان كه به آن آقا، شيخ ابراهيم حايري رحمة اللّه عليه در حال
اعتكاف در مسجد كوفه فرموده بود: اين ها كه به اين جا آمده اند، دوستان
خوب ما هستند، و هر كدام حاجتي دارند: خانه، زن، فرزند، مال، اداي دين؛
ولي هيچ كس در فكر من نيست!
آري، او هزار سال
است كه زنداني است، لذا هر كس كه براي حاجتي به مكان مقدّسي مانند مسجد
جمكران مي رود، بايد كه اعظم حاجت نزد آن واسطه فيض، يعني فرج خود آن حضرت
را از خدا بخواهد.
* كساني منتظر فرج هستند كه...
هر
دقيقه اي كه مي گذرد جايگزين و عوض ندارد، از دست رفته و گذشته است و ديگر
برنمي گردد. اي كاش اگر خانه و درِ خانه را نمي دانيم، كوچه را مي
دانستيم!
حاج محمدعلي فشندي رحمة اللّه عليه هنگام تشرّف به محضر
حضرت صاحب عجل اللّه تعالي فرجه الشريف عرض مي كند: مردم دعاي توسل مي
خوانند و در انتظار شما هستند و شما را مي خواهند، و دوستان شما ناراحتند.
حضرت مي فرمايد: «دوستان ما ناراحت نيستند!»
اي كاش مي نشستيم و
درباره اين كه حضرت غايب عليه السلام چه وقت ظهور مي كند، باهم گفت و گو
مي كرديم، تا حداقل از منتظرين فرج باشيم. اشخاصي را مي خواهند كه تنها
براي آن حضرت باشند. كساني منتظر فرج هستند كه براي خدا و در راه خدا
منتظر آن حضرت باشند، نه براي برآوردن حاجات شخصي خود. چرا ما حداقل مانند
نصاري كه در مواقع تحير با انجيل ارتباط دارند، با آن حضرت ارتباط برقرار
نمي كنيم؟!
* ما امام زمان عجل اللّه تعالي فرجه الشريف را خانه نشين كرده ايم!
عِرق
ايماني ما كجا و منزلت ايماني امام زمان عجل اللّه تعالي فرجه الشريف
كجا؟! اگر ما در نزد او كافر به حساب نياييم! چرا دستش را بسته ايم و خانه
نشينش كرده ايم و اجازه نمي دهيم خود را نشان دهد؟! آن آقا گفت: چرا براي
تعجيل فرج دعا مي كنيد؟ آيا مي خواهيد بيايد و او را هم بكشيد؟! براي اين
كه مزاحم خط و مرام و ... شما خواهد بود. آنان كه ساير ائمه عليهم السلام
را كشتند ديوانه كه نبودند، بلكه سبب آن بي ديني بود، آيا الان ديگر آن
طور نيست؟!
* چرا حال ما نسبت به امام زمان عجل اللّه تعالي فرجه الشريف چنين نيست كه...
چنان
چه در اطاقي در بسته باشيم و بدانيم كه قدرت بزرگي مثل آمريكا يا شوروي
پشت در ايستاده و سخنان ما عليه يا له خود را مي شنود و ضبط مي نمايد و به
موقع عليه ما به اجرا مي گذارد، چه قدر حال ما فرق مي كند و مواظب سخنان
خود مي شويم، با اين كه آن ها را نمي بينيم ولي علم داريم و مي دانيم كه
پشت در هستند؟! پس چرا حال ما نسبت به امام زمان عجل اللّه تعالي فرجه
الشريف چنين نيست در انجام آن چه بر له يا عليه او است؟
* در فكر آن باشيم كه با حضرت غايب عليه السلام رابطه داشته باشيم
يكي
از امور مهم بلكه از اهم امور اين است كه بدانيم چه كار كنيم تا مثل كساني
از علما و متشرعه و صلحاي تابع علما باشيم كه فرج شخصي و ارتباط خاص با
حضرت ولي عصر عجل اللّه تعالي فرجه الشريف داشته اند، و محتاج نبوده اند
كه در امور خودشان يا غير خودشان في الجمله عدل عمومي را خواستار باشند.
از قبيل نواب اربعه و علماي معاصر آن ها كه مقامات و كراماتي داشته اند كه
ما نداريم، به طوري كه نمي توانيم بگوييم مثل آن ها هستيم. بايد مجالسي
تشكيل دهيم و با رفقا و اصدقا بنشينيم و مذاكره كنيم كه به چه راهي مي شود
به آن حضرت رسيد و با آن حضرت رابطه داشت؛ زيرا بلاكلام هر فيضي به ما مي
رسد - چه خصوصي و چه عمومي و چه داخلي و يا خارجي، و چه جسماني و چه
روحاني - فقط از ناحيه همان يك فيض است و توجه به همه ائمه عليهم السلام
هم به او راجع مي شود؛ لذا شخصي به حضرت رسول اكرم صلي اللّه عليه وآله
توسل نمود و حضرت رسول صلي اللّه عليه وآله او را به فلان امام و فلان
امام و در آخر به امام زمان عجل اللّه تعالي فرجه الشريف حواله داد.
* اهميت دعا براي تعجيل فرج
مداحي
كه حال خوبي هم دارد، به خدمت صاحب الامر عجل اللّه تعالي فرجه الشريف
رسيده و آن حضرت به او فرموده است: «بعد از صلوات بر محمد وآل محمد عليهم
السلام گفته شود: وعجل فرجهم.»
البته معلوم است كه دعا كردن براي فرج
مطلوب است. اگر ما براي تعجيل فرج دعا نكنيم، يا در دعا كردن جدي نباشيم،
يا آثار جديت در ما نباشد، به ضرر دنياي ما هم خواهد بود، چه رسد به آخرت؛
و از شروط استجابت دعا، توبه از معاصي است.
خلاصه اين كه: اگر در
دعا كردن براي فرج قاصر باشيم، يا در آن تساهل و تكاسل و سهل انگاري و
سستي كنيم و اين مطلب را جداً نخواهيم، در حقيقت دنيا، دنيايي نخواهند
داشت، چنان كه مي بينيم كفار، آن ها را مال المصالحه خود و متعدد و متفرق
كرده اند و هر كدام از آن ها كه مخالف منافع آن ها است، ديگران را به جان
او مي اندازند و خودشان كنار مي نشينند، و سرانجام هر طرف پيروز شد، به
سود كفار خواهد بود.
* دروغ گويان مفتضح مي شوند!
در
روايات آمده است: «در زمان حضرت صاحب عجل اللّه تعالي فرجه الشريف شصت
كذاب خارج مي شوند كه هر كدام مدعي امامت يا بابيت و نيابت او هستند.»،
رسول اكرم صلي اللّه عليه وآله: «لا تقوم الساعة حتي يخرج المهدي من ولدي،
ولا يخرج المهدي حتي يخرج ستون كذابا كلهم يقول: أنا نبي.»؛ (قيامت به پا
نخواهد شد تا اين كه فرزندم مهدي عجل اللّه تعالي فرجه الشريف قيام كند، و
او قيام نخواهد كرد تا اين كه شصت كذاب كه همگي مي گويند: ما پيامبريم،
قيام كنند.) الارشاد، ج 2 / ص 371؛ ولي به فضل خدا دروغ آن ها آشكار مي
گردد و به هيچ كدام اعتماد نمي شود و اهل بصيرت مي فهمند كه حضرت، حق است.
گويا وقتي حضرت مي آيد، مي فرمايد: «أيها الناس، إني أنا الصاحب الذي كنتم
به تنتظرون.» اي مردم، من همان كسي هستم كه انتظارش را مي كشيديد.
و بعد از اتمام حجت، كراماتي از او مي بينند و كذب مدعيان روشن مي شود.
* زمان ظهور، زمان دارايي محض است
زمان ظهور، زمان دارايي محض است. در روايت است: «تظهر الأرض كنوزها»، بحارالانوار/52/337؛ زمين، گنج هايش را آشكار مي سازد.
احتمال
دارد معادن را هم شامل بشود، نه تنها آن چه مردم در زير زمين پنهان كرده
اند. گنج هاي زير زمين از عجايب است. معادن و گنج هايي كه هنوز كشف نشده،
همگي در زمان ظهور حضرت صاحب الامر عجل اللّه تعالي فرجه الشريف ظاهر مي
شود.
* نحوه دعا كردن براي فرج و شرايط و موانع آن
دوستان آن حضرت عجل اللّه تعالي فرجه الشريف بايد دو مطلب مهم را رعايت كنند:
يكي اين كه، در شدايد براي فرج دعا كنند، كه خود همين مژده اي است براي اين كه شدايد به فرج متصل است.
ديگر
اين كه، دعا كنند كه ظهور آن حضرت براي اهل ايمان، همراه با عافيت باشد، و
تا وقت ظهور با وجود بلاها و شدايد، ثابت قدم و استوار در دين و عامل به
تكليف باشند؛ زيرا ما هيچ نديده و نخوانده بوديم كه بين برادرها، هشت سال
جنگ ادامه پيدا كند، آن هم چه جنگي! بر سرشان در خانه ها آتش، بمب و موشك
ببارد حتي براي آن ها كه به جنگ نرفته و در جبهه حاضر نشده اند.
خدا كند ظهور آن حضرت زود و قريب، و با عافيت اهل ايمان همراه باشد!
«واجعل لنا في ذلك الخيرة والعافية»، مشابه اين جمله در دعاي روز غدير آمده است.
خدايا! اين [ظهور] را براي ما مايه خير و عافيت بگردان.
زيرا
ما ايمان ميثم تمار، يكي از شيعيان و خواص حضرت علي عليه السلام كه در راه
آن حضرت به دار آويخته شد و دست و پا و زبان او را قطع نمودند، را نداريم
كه هر چه بلا شديدتر مي شد، ايمانش قوي تر مي شد! با ضعف ايماني كه ما
داريم، از كجا مي دانيم كه در بلاها و ابتلائات و شدايد ثابت قدم خواهيم
ماند، از كجا مي دانيم قلباً هم از دين خارج نخواهيم شد. براي بسياري از
مردم، در اثر سختي ها و مشكلات و بلاها، ترديد و شك حاصل مي شود، و توقع
دارند كه مثلاً الان بايد وقت ظهور آن حضرت عجل اللّه تعالي فرجه الشريف
باشد و چرا ظاهر نمي گردد و... .
* او هم منتظر امر خداست
زماني
مرحوم شيخ ابراهيم حايري در مسجد كوفه معتكف بود، حضرت غايب عجل اللّه
تعالي فرجه الشريف را در خواب ديد، حضرت به او فرمود: اين ها كه در اين جا
معتكفند، از خوبان و صلحا هستند، ولي هر كدام حاجتي دارد: مال، عيال،
خانه، قضاي دين، رفع كسالت و مرض و ... ولي هيچ كس به فكر من نيست و براي
ظهور و فرج من به طور جدي دعا نمي كند!
گويا حضرت عليه السلام از ما
مي خواهد كه اعتكاف و توسل و دعايمان براي خصوص فرج و ظهور آن حضرت واقع
شود، ولي ما به او خطاب مي كنيم كه: «عالم ز دست رفت، تو پا در ركاب كن.»
و يا اين كه مي گوييم: «اي يوسف زهرا، بيا.» غافل از اين كه او هم از خدا
مي خواهد كه بيايد. مگر آمدن او به دست اوست كه از او مي خواهيم از زندان
بيرون بيايد؟! بلكه همه بايد از خدا بخواهيم تا اذن دهد او ظهور نمايد.
خود او هم منتظر امر خدا و الهامات خدا است، تا ظهور كند و خود را معرفي
كند، و از غريبي و درماندگي نجات يابد؛ زيرا گرفتاري او، گرفتاري همه بشر،
و نجات و فرج او، نجات همه و فرج براي همه است.
* آيا حضرت حجت عجل اللّه تعالي فرجه الشريف از دوستانش غافل است؟!
آيا
حضرت صاحب عجل اللّه تعالي فرجه الشريف كه از دست دشمن ها در پشت پرده
غيبت است، از دوستانش هم غافل است كه هر چه بر سرشان آمد، آمد؟ اين خيال
ها از ضعف ايمان است. آيا مي شود كه حضرت حجت، حقانيت مذهب را تقويت و
تأييد نكند؟! خدا مي داند آن حضرت تا به حال چه كرده و چه مي كند!
چه
قدر فرق است بين كسي كه او را «عين اللّه الناظرة»، (چشم بيناي خدا)، و
اين مجلس ما را در محضر او مي داند، و يقين دارد كه حدود و اندازه همه
كلمات و ... نزد آن حضرت از واضحات است، و كسي كه چنين فكر نمي كند!
* انتظار فرج و تحصيل مقدمات آن
ما
بايد انتظار فرج حضرت غايب عجل اللّه تعالي فرجه الشريف را داشته باشيم، و
فرجش را فرج عموم بدانيم، و در هر وقت و هر حال بايد منتظر باشيم، ولي آيا
مي شود انتظار فرج آن حضرت را داشته باشيم، بدون مقدمات و تحمل ابتلائاتي
كه براي اهل ايمان پيش مي آيد؟!
با اين حال، چه اشكالي دارد كه
تعجيل فرج آن حضرت را با عافيت بخواهيم، يعني اين كه بخواهيم بيش از اين
بلاها كه تا به حال بر سر مؤمنين آمده، بلاي ديگري نبينند؟! زيرا در روايت
آمده است: وقتي سفياني خروج مي كند، هر كس نام علي، فاطمه، حسن و يا حسين
را دارد مي كشد. پس از اين كه عده اي كشته مي شوند، بقيه مي گويند: پدران
و مادران ما گناه كرده اند و اين اسم ها را بر ما گذاشته اند، ما چه تقصير
داريم؟! در اين جا سفياني تفضل مي كند! و به افراد خود دستور مي دهد از
كشتن صاحب بعضي از نام ها خودداري كنند، ولي صاحب بعضي از نام ها را
بكشند! چنان كه زماني يهودي ها اگر مي ديدند صاحب شناسنامه، شيعي است،
فوراً او را مي كشتند، الان هم منتظر دستورند!
در
هر حال، بايد منتظر فرج باشيم ولي با مقدمات آن؛ ولي مي دانيم كه ضعيفيم و
طاقت ابتلائات سخن را نداريم. لذا از خدا بخواهيم كه شيعه بعد از اين ديگر
به ابتلائات بيشتر، مبتلا نشود. و اهم مقدمات انتظار فرج را كه توبه و
طهارت از گناهان است، تحصيل كنيم.
منبع:افق حوزه - ويژه نامه اولين سالگرد ارتحال آيت الله بهجت(قدس سره)

» شعری زیبا از شاعر مراغه ای (فتی)
» بخشى از خطبه زهرا (س)
» آخرين غنچه حضرت زهرا و مقتل او (یک روضه کامل)
» شعر فاطمی
» می روم تا انتقام سیلی زهرا بگیرم
» باقي ماندن 5 نشانه از 1200 نشانه آخرالزمان
» خصلت های راضی کننده شیطان…
» ببخشید شما محبوب مرا ندیده اید؟
» به امید بهار در بهار..سال نو مبارک
| Design By : Pars Skin |







